نتایج جستجو برای عبارت :

باید چیکار کنم سارا؟

تو یکی از قسمت‌های مدار صفر درجه، بین حبیب و سارا دیالوگی با این مضمون رد و بدل می‌شه.
سارا: خدا مرده حبیب!
حبیب: خدا نمرده سارا، فقط اونقدر ظلم و سیاهی جلومونو گرفته که نمی‌تونیم ببینیمش. خدا نزدیکه سارا. باید با قلبت حسش کنی.
 
A Little Princess Sara 1985,DVDRip,انیمه ژاپنی سارا کورو,انیمیشن سارا کرو با دوبله فارسی,انیمیشن سارا کورو,پرنسس سارا,دانلود انیمیشن سارا کرو,دانلود رایگان,دانلود زیرنویس فارسی A Little Princess Sara 1985,دانلود سارا کورو,دانلود کارتون سارا کورو دوبله فارسی,دانلود کامل انیمه Sara Crewe 1985,دانلود مستقیم انیمیشن A Little Princess Sara 1985,درام,سارا کرو,کارتون سارا کرو,لیتل پرنسس,
ادامه مطلب
بیوگرافی بازیگران

نام و نام خانوادگی
سارا منجزی پور

زمینه فعالیت
  سینما، تلویزیون

تولد
   ۶ مهر ۱۳۶۱ – ۲۸ سپتامبر ۱۹۸۲ ‏

محل تولد
اهواز، ایران

ملیت
  ایرانی

پیشه
   بازیگر

مدرک تحصیلی
    لیسانس معماری

 
سارا منجزی پور (زاده ۶ مهر ۱۳۶۱ – اهواز) بازیگری ایرانی است. وی فارغ‌التحصیل رشته معماری است و فعالیت سینمایی خود را از سال ۱۳۹۰ با فیلم خنده در باران آغاز کرد.[۱] او توسط محمدرضا شریفی نیا وارد دنیای بازیگری شده‌است.[۲]
 
برای خ0واندن
بیوگرافی بازیگران

نام و نام خانوادگی
سارا منجزی پور

زمینه فعالیت
  سینما، تلویزیون

تولد
   ۶ مهر ۱۳۶۱ – ۲۸ سپتامبر ۱۹۸۲ ‏

محل تولد
اهواز، ایران

ملیت
  ایرانی

پیشه
   بازیگر

مدرک تحصیلی
    لیسانس معماری

 
سارا منجزی پور (زاده ۶ مهر ۱۳۶۱ – اهواز) بازیگری ایرانی است. وی فارغ‌التحصیل رشته معماری است و فعالیت سینمایی خود را از سال ۱۳۹۰ با فیلم خنده در باران آغاز کرد.[۱] او توسط محمدرضا شریفی نیا وارد دنیای بازیگری شده‌است.[۲]
 
برای خ0واندن
در اینبخش بیوگرافی سارا بهرامی بازیگر معروف سینما و تلویزیون را مرور میکنیم. درسال 96 سارا بهرامی برنده جایزه بهترین بازیگر زن در نقش اول از جشنواره فیلم فجر شد. بازی بی نظیر او در فیلم دارکوب این جایزه را برای او بـه ارمغان آورد و سارا بهرامی را در جایگاه اول بازیگران زن سینمای کشور ایران قرار داد. در ادامه با مجله پارس ناز همراه باشید تا از 0 تا 100 با سارا بهرامی آشنا شویم.
ادامه مطلب
 
سارا هشت ساله بود که از روی صحبت پدر و مادرش فهمید برادر کوچکش سخت مریض است و پولی هم برای مداوای او ندارند.
پدر به تازگی کارش را از دست داده بود و نمی توانست هزینه جراحی پر خرج برادرش را بپردازد. سارا شنید که پدر آهسته به مادر گفت : فقط معجزه می تواند پسرمان را نجات دهد. سارا با ناراحتی به اتاقش رفت و از زیر تخت قلک کوچکش را درآورد. قلک را شکست. سکه ها روی تخت ریخت و آنها را شمرد. فقط پنج دلار بود. بعد آهسته از در عقبی خارج شد و چند کوه بالاتر به د
دانلود آهنگ مجتبی ترکاشوند به نام سارا (♛)
Download Music Mojtaba Torkashvand – Sara (♛) With Text And Direct Links In kordseda
دانلود آهنگ جدید سارا (♛) با صدای مجتبی ترکاشوند با لینک مستقیم و رایگان از سایت کرد صدا
دانلود آهنگ کردی جدید با قشنگترین صدای جهان مجتبی ترکاشوند سارا همراه متن برای شما دوستاران آهنگ کردی آماده دانلود می باشد که با کلیک بر روی ادامه مطلب آهنگ کردی سارا از مجتبی ترکاشوند را دانلود و گوش کنید و نظرتونو بگین لطفا .!♛ هم چنین متن آهنگ کردی سارا برای ش
کتاب باید كسی از میان ما به كشتن كتاب برخیزدشاعر: فرهاد وفایی

چشم هایششروع ویرانیو من آن دورترین شهر زیر آوارمکه هیچ ، هیچ ، هیچامیدِ نجاتم نیست
برای تهیه ی این کتاب می توانید به پیج اینستگرام نشر شانی مراجعه کنید:@nashreshani1
همچنین می توانید از سایت نشر شانی تهیه کنید: 
http://www.nashreshani.com
زیبا ترین و جالب ترین و عاشقانه ترین رمان های ایراینی و دانلود رمان سارا از رویا قاسمی و دانلود رمان سارا با لینک مستقیم
دانلود رمان سارا از رویا قاسمی با فرمت های pdf  apk و دانلود جدید ترین و بهترین رمان های ایرانی و خارجی
جالب ترین و خیال انگیز ترین و بهترین و رمان های ایرانی و خارجی و دانلود رمان سارا از رویا قاسمی با لینک مستقیم
بهترین و جدید ترین و زیبا ترین و جذاب ترین و قشنگ ترین و خیال انگیز ترین رمان ها و دانلود رمان سارا از رویا قاسمی
د
سارا : از بلندی که نمیترسی ؟
من : ن بابا ...
قدم قدم پله ها رو بالا میرفتم 
پایین رو نگاه میکردم 
دست و دلم می‌لرزید :)
...
روی یکی از پله های اهنی حیاط پشتی نشستیم ( تو اسمونا ) و از عشق گفتیم و اینکه چقدر حقیقت داره و قص علی هذا !
...
و روزی که در این دانشکده دعوا نباشد بایست تعجب کرد ... این سری سینا و انجمن اسلامی وارد عمل شده بودن !
...
و چقدر صدای طاهر قریشی را میدوستم !
آقا دیروز سرکلاس بودم.
یادم اومد که ابتدایی که بودم، یک کیف دارا و سارا مشکی رنگ داشتم.
بعد فک کردم گفتم ای بابا! اون رو که انداختیم دور و دیگه ندارمش!
ولی یادم اومد تو آلبومم، یک عکس با پدرم که اون موقع ناظم مدرسه (!) بود دارم که کیفه هم فک کنم یا تو دستمه یا پشتم.
حالا اینو می نویسم، ان شاءا... رفتم خونمون بعد امتحانات پایان ترم، حتما عکسشو میزارم.
هعی! یادش بخیر ... .
میم همکلاسی من در آموزشگاه خیاطی است. وسواسی، دقیق و کمی خنگ و بی‌سیاست. بی‌سیاست در زندگی فردی و خانوادگی. اما یک ویژگی مهم دارد. او ناتوان است از بزک کردن خودش و اینکه خود را جوری دیگر نشان دهد. 
ادای مادرهای موظف و فداکار را در نمی‌آورد. خودش است. خستگی‌اش از بچه‌داری و غرغرهای متوالی سارا را پنهان نمی‌کند. دخترش را دوست دارد ولی دوست داشتنش را اغراق نمی‌کند. میم آنقدر خودش است که دلم برایش در آینده بسیار تنگ می‌شود.
یک اثر هنری ، علاوه بر زیبایی هایی که داره، باید مفهوم خاصی رو هر بار ارائه کنه. مفاهیمی چون عشق، زندگی، دوس داشتن، امید، بخشش و ... ذات هنر انتقال مفاهیم از طریق ناگفتنی هاست. نقاشیخط یک هنر اصیل ایرانیه که به شما مفهوم میده. اثر الهی ، شاهکار خانم سارا ارجمند با شعر ماندگار مولانا، جلوه ی دیگه ای داره که دعوت میکنم حتما ببینیدتابلو نفیس الهی ، اثر سارا ارجمند با شعری از مولانا
به اطلاع دانشجویان گرامی درس حسابداری پیشرفته ۱ می رساند که نمرات امروز نهم تیر اعلام می گردد. جهت اطلاع رتبه اول تا سوم نمرات این درس به شرح زیر است:
رتبه اول خانم فریده بهمنی۱۸/۵
رتبه دوم خانم سارا مفاخری ۱۷/۵
رتبه سوم مشترک خانم ها حدیث رستگاری،اوین رضایی،سارا فیروزی و پرستو رحمانی۱۷
مو از هرجا برُم سر وا بگردانُم
تو چیشای خودت سنبل می کارُم
.
یه خواننده با صدای گرم و تمیزش با لهجه ای که نمی دونم متعلق به کجا بود، توی گوش چپم می خوند. سردم بود و گوشه ی سلف منتظر مریم نشسته بودم. توی یه گوشم هندزفری بود و اون یکی گوشم به شنیدن غوغای جهان مشغول.
غیر از من و مریم که داشت گوشیشو به شارژ می زد، فقط دوتا دختر دیگه توی سلف بودن. یکیشون داشت با انزجار به خرده نون های باقی روی میز نگاه می کرد. اون یکی با بی حوصلگی بسته کاپوچینو رو توی لیو
آنها خیلی خسته بودند و بعد از غذا سریعا خوابیدند.سارا وقتی می خواست 
بخوابد،در این فکربود که:آیا بازهم روزی می آید که خانواده اش را 
ببیند؟آیا خانواده شان دنبالشان می گردند؟آیا اصال به فکرشان 
هستند؟سارا نمی دانست که خانواده اش در همان لحظه بیدار و در 
جست و جویشان هستند.خانواده سارا،فیلیسیتی و سیسیلی با هلیکوپتر 
مناطق را جست و جو می کردند ولی هیچ اثری از آنها 
نبود.فیلیسیتی،خواهر آنها که جای مادر بود،یکی از پتوهای خودرا 
روی سیسیلی و س
 فیلیسیتی سعی کرد بتواندبیرون را ببیند که به یک باره
صدای خرس بیرون آمد.فیلیسیتی ترسید و به سختی توانست به داخل 
کلبه برگردد.سارا به او کمک کرد در را ببندد و از کنار در دور شدند.
سیسیلی گفت:((حاال باید چیکار کنیم؟این کلبه تا چند دقیقه ی دیگر 
توسط این خرس نابود خواهد شد)).سارا گفت:((نگران نباش)).سیسیلی 
جواب داد:((چی؟...نگران نباشم؟)).فیلیسیتی که تا آن لحظه ساکت 
مانده بود گفت:((پس شما میگید باید چیکارکنیم((.سارا با اطمینان به 
فیلیسیتی جواب داد:((تن
آن ها خوشحال به کلبه کوچک برگشتند.فیلیسیتی می خواست غذا درست کند که به یک باره از کار دست کشید و با اشاره به سارا گفتکه برود و او غذا درست کند و دوباره مشغول کاربا وسیله انتقال صدا شد.پس از آن سارا غذا را آورد و هرسه باهم غذا خوردند.سارا هم پس 
از غذا رفت تا درحال استراحت دفترچه خاطرات مردی که قبال آن جا 
بوده را بخواند.فیلیسیتی هرچند که به سیسیلی سخت می گرفت،ولی او 
را بسیار دوست داشت؛فیلیسیتی رفت و سیسیلی را خواباند و خود هم 
در حین کاربا وس
 
فیلم ترمیناتور 6 ; بیش از دو دهه از زمان سارا کانر جلوگیری از روز داوری ، تغییر آینده و دوباره سرنوشت نسل بشر گذشته است. دنی راموس (ناتالیا رئیسی) با برادرش (دیگو بونتا) و پدر زندگی می کند که یک ترمیناتور بسیار پیشرفته و کشنده - یک Rev-9 (گابریل لونا) در مکزیکوسی زندگی ساده ای را پشت سر می گذارد. او را بکش بقای دانی به نیروهای پیوستگی او با دو جنگجو بستگی دارد: گریس (مکنزی دیویس) ، یک سرباز پیشرفته از آینده ، و یک سارا کانر سخت جنگ (لیندا همیلتون). هما
ده سال پیش سریالی دیدم به نام فرار از زندان که بعد ها هم مثل اینکه آن را تلویزیون ایران بازپخش کرد.
سارا تانکردی امروز برایم جذاب تر استآنجایی که مایکل اسکافیلد از او درخواست می کند تا برای فرار، درب اتاق معاینه را باز بگذارد.او مجبور است بین عشق به یک زندانی و آزادی مشروطش انتخاب کند. و سارا به چالش کشیده می شود.یک صحنه سارا توی ماشین نشسته و مبهوت است و گریه می کند. ..باز گذاشتن درب برای سارا یعنی پذیرشِ دعوت عشق. دیگر مطرح نیست که به این عشق
شاید تا چند سال پیش می‌شد خیلی جدی‌تر از جبری بودن اسم و فامیلی‌مون گلایه کنیم؛ اما حالا که با یه اکانت حتی می‌تونیم شخصیت خودمون رو هم از نو خلق کنیم، دیگه ساختن یه اسم و فامیل جدید نباید خیلی سخت باشه؛ پس یه‌کم می‌تونیم از احساس ناخوشایند این جبر کم کنیم. منم توی بعضی فضاها با اسم غیرواقعی نوشتم. جاهایی که بودنم خیلی محو و بی‌اثر بود. هنوز هم همین‌طوره. با اسم‌هایی که برام توخالی‌‌ان؛ هیچ‌چیزی رو به ذهنم نمی‌آرن و بود و نبودشون برام
راستش هنوز دارم به سارا و مسئلمون فکر میکنم. هی خودمو میخورم، هی تصاویر مختلف میاد تو فکرم. ولی سعی میکنم به خودم مسلط باشم و فراریشون بدم. به چیزای خوب فکر کنم، رو کارهای پاییزیم تمرکز کنم. هنوز به پیک نیک روز جمعه با الهام سان فکر میکنم. به گربه هایی که دیدیم و خنده هایی که کردیم و خوراکی هایی که اختراع کردیم. و کتاب خوندیم و حرف زدیم و بارون خوردیم و حتی تو چاله ی آب پریدیم. هوا محشر بود و سردمون بود، انگشتامون یخ کرده بود. وقتی داشتم ازش جدا م
دیروز امتحان عربی دادیم یک خنده داااااار بود! نه خنده دار نبود خیلی سخت بود جوابای ما خنده دار بود! بعد امتحان با اینکه گند زده بودیم همش خندیدیم و حالمونو خوب کرد :/// 
توی راه برگشت هم زینب بیت قائم رو دیدم و سارا رو نه سارا دوستم اون یکی سارا فامیل دور تره که اسمشم نمیدونم یکم حرف زدیم یک عالمه حس خوب گرفتم
بعد برگشتم خونه عکاسی بعد رفتم حموم بعد رفتم باشگاه با حدیث و استاد مبارزه کردم مامانمم اومد باشگاه با رقیه مبارزمو دیدن
برگشتمم بزور گر
نوشتم، پاک کردم، نوشتم ، پاک کردم، نوشتم ، پاک کردم و تهش شد....
من یه سارا بودم یه سارا با تمام غم ها و شادی ها و تنهایی ها و شلوغیا...
و حالا یه سارام، یه سارا با تمام....تمام شده هام.....و....شروع شده هام...
من ،سارام، خوده خوده سارا؛)
سارایی که بودم، سارایی که شدم،سارایی که باید باشم...


+پریسا جون ؛)
اینستاگرام رو باز کردم و عکس سارا و آرمین رو دیدم. عروسی‌شون بود. تنها بودن. سارا یه بلوز سفید و شلوار مشکی پوشیده بود و هیچ آرایشی نداشت. آرمین هم یه لباس معمولی مثل اونایی که تو دانشگاه می‌پوشید. توی یه دفتر بودن با یه میز بزرگ و یه صندلی. معلوم بود صندلی مال عاقده. تنها چیزی که به عروسی ربط داشت، یه دسته گل لاله‌ی سفید بود که سارا دستش گرفته‌بود.
 خودشون دو تا بودن و هیچ‌کس نبود. حتی فکر کردم شاید عکس‌ها رو هم عاقد گرفته.
یادم افتاد وقتی ام
میدونی کلافگی ینی چی!!!!!
خسته شدم از بس احساساتمو پنهان کردم
از بس حرف زدم از بس از حقم دفاع کردم همه میگن سارا قلدره سارا احساس نداره
اینکه به مامانم میگم عاشقم بهم میخنده(ینی چی اخه)
من یهو نابود میشما ااا
یهو میمیرم 
یهو لهه میشم
تنهام نذارید این شکلی.........
میترسم بهش بگم بذاره بره....
بهش بگم عاشقتم اونم نسبت بهم سرد بشه
ولی دارم میمیرم از نگفتنش
باید بگم حسموووووووووو
لعنت به این شرایط
 
----------------------------------
 
 
فقط بگم حق ندارید منو چیزایی که
دوتا خواهر دوقلو تو یکی از  کلاسام دارم ، که همیشه با نقاب میان سر کلاس ! تاحالا قیافه هاشون رو ندیدم . ولی از رو هیکلشون تشخیصشون می دم . اونی که ریزه میزه تره سارا ، و اون یکی سمیرا اسمشه . امروز سر کلاس داشتم ازشون املا می گرفتم که یهو سارا حالش بد شد ، و سری پا شد از کلاس رفت بیرون و شروع کرد به سرفه زدنی که همراه با عق باشه . خواهرشم هم سرکلاس یه خورده عصبی شده بود . بعد چند دقیقه سارا اومد سر کلاس ، چشماش قرمز شده بود و معلوم بود حالش خوب نیست . ا
صبح که بیدار شدم گفتم برم سارا رو بیدار کنم و باهاش امتحان ریاضی بخونم، دیشب بهش گفته بودم خودش بخونه که صبح ازش امتحان بگیرم، گفتم زودی درس‌های سارا تموم بشه خودم بشینم درس بخونم، بعدش برم حمام بعدش هم باشگاه و باز دوباره درس!
بیدارش کردم فهمیدم جاشو خیس کرده! بردمش حمام، یه چند صفحه براش امتحان در اوردم که حل کنه زنگ زدن گفتن سبحان رو برید بیارید، زن عموی مامانش مرده میخوان برن فاتحه، سبحان رو اوردم و خوابش کردم شده بود ۱۰/۵؛ چند صفحه دوبا
نزدیک بود از هوش برود گفت:((تو،تو چی کار کردی؟)).فیلیسیتی 
گفت:((مهم نیست،پیداش میکنیم)).سارا گفت:((آخه چطوری؟)). 
فیلیسیتی درحالی که بلندشد،گفت:((بیاید دنبالم)).بعدبه بیرون ازکلبه 
رفتند.فیلیسیتی گفت:((با این چهارچرخ می توانیم برویم دنبال وسیله 
انتقال صدابگردیم.پس زودباشیدسواربشید)).ساراوسیسیلی متعجب شده 
بودند.
هر سه خواهر سوار برچهارچرخ شده بودند.فیلیسیتی چهارچرخ را به 
حرکت در آورد و باهم دنبال وسیله انتقال صدا گشتند.حوالی شب بود و 
هوا د
۱.  دارم برای مهدی (۷ ساله) املا می گویم. با خودش پاک کن نیاورده است و یک کلمه را اشتباه می نویسد. با ناراحتی می گوید: "خاله پاکنتو میدی؟" میگویم: "نمی دونم کجا گذاشتمش. خودت برو تو اتاقم پیداش کن بیار." با لحن جدی و طلبکار می گوید: "خاله مگه من نوکرتم برم پاکنت رو برات پیدا کنم؟!"
۲. مامان دوست سارا (۷ ساله)، دوست سارا را به خاطر کار بدی که انجام می داده دعوا کرده است. سارا خیلی جدی و با اعتماد به نفس گفته: «به نظر من بهتره ببریدش پیش خانوم دکتر امیریان
۱.  دارم برای مهدی (۷ ساله) املا می گویم. با خودش پاک کن نیاورده است و یک کلمه را اشتباه می نویسد. با ناراحتی می گوید: "خاله پاکنتو میدی؟" میگویم: "نمی دونم کجا گذاشتمش. خودت برو تو اتاقم پیداش کن بیار." با لحن جدی و طلبکار می گوید: "خاله مگه من نوکرتم برم پاکنت رو برات پیدا کنم؟!"

۲. مامان دوست سارا (۷ ساله)، دوست سارا را به خاطر کار بدی که انجام می داده دعوا کرده است. سارا خیلی جدی و با اعتماد به نفس گفته: «به نظر من بهتره ببریدش پیش خانوم دکتر امیریان
دوخت گل ها و برگ ها، همیشه با تکنیک کوتاه و بلند و سایه روشن، اجرا نمی شود و گاهی هم می توان از تکنیک دندان موشی کوتاه و بلند و سایه روشن؛ استفاده نمود. در این پست نمونه آموزشی زیبایی از دوخت گل و برگ را می بینید که با استفاده از تکنیک دندان موشی کوتاه و بلند به همراه سایه روشن دوزی، سوزندوزی شده است. 
این نمونه زیبا توسط خانم سارا میر محمدی و از آموزشگاه شب افروز، دوخته  و پس از سوزندوزی؛ حاشیه دوزی نیز شده است. زیباست. اینطور نیست؟

ادامه مطلب
مقداری غذا به آن سگ داد و برگشت؛ولی فراموش کرد 
که در را ببندد.سیسیلی به کلبه برگشت و استراحت کرد.صبح فیلیسیتی 
زود تر از همه بیدار شد و رفت تا آن دفترچه خاطرات را بخواند.سارا 
و سیسیلی هم بیدار شدند و گفتند:((فیلیسیتی،ما گرسنه هستیم)).فیلیسیتی 
با دو خواهر کوچکترش به انبار زیرزمین مخفی رفتند تا غذا بیاورند 
که دیدند در آنجا باز است و هیچ گوشتی در آنجا وجود ندارد.سیسیلی 
که خیلی متعجب شده بود گفت:((این امکان ندارد یعنی ممکن 
نیست)).و از پله ها ب
مقداری غذا به آن سگ داد و برگشت؛ولی فراموش کرد 
که در را ببندد.سیسیلی به کلبه برگشت و استراحت کرد.صبح فیلیسیتی 
زود تر از همه بیدار شد و رفت تا آن دفترچه خاطرات را بخواند.سارا 
و سیسیلی هم بیدار شدند و گفتند:((فیلیسیتی،ما گرسنه هستیم)).فیلیسیتی 
با دو خواهر کوچکترش به انبار زیرزمین مخفی رفتند تا غذا بیاورند 
که دیدند در آنجا باز است و هیچ گوشتی در آنجا وجود ندارد.سیسیلی 
که خیلی متعجب شده بود گفت:((این امکان ندارد یعنی ممکن 
نیست)).و از پله ها ب
+ امسال بالاخره من و سارا جبهه ای که در برابر ورود به گروه جزوه نویسی داشتیم رو  به خاطر آزمون علوم پایه  شکستیم و واردش شدیم . 
احساس میکنم که روحم در برابر نه گفتن هایی که باید میگفتم اما نگفتم  ضربه های زیادی خورده . و تو این مقطع زمانی جسارت زیادی واسه نه گفتن پیدا کردم . من تو کار گروهی آدم خیلی حساسی هستم و دوست دارم کارم رو به نحو احسن انجام بدم و البته بدم هم نمیاد عمده ی مسئولیت رو به عهده بگیرم چون از یاد گرفتن لذت میبرم اما خب شاید یکی ا
سلام.
در مطالب قبلی در مورد اعداد تصادفی و اهمیتش در رمزنگاری صحبت کردیم.
امروز میخوایم بیشتر در مورد رمزنگاری بدونیم و با رمزنگاری متقارن و نامتقارن آشنا بشیم.
برای رمز نگاری الگوریتم های گوناگونی وجود دارد اما به طور کلی به دو دسته تقسیم می شوند:رمزنگاری متقارن و رمزنگاری نامتقارن
رمزنگاری متقارنفرض کنید علی جعبه ای دارد که یک قفل روی آن است مانند تمام قفل های دنیا و اگر شما هم کلیدش را داشته باشید، هم می توانید آن را باز کنید و هم قفل کن
 ... من نمی دونم چه جوری به خودش اجازه داده همچین کاری بکنه ... آراد می گفت با چنان افتخاری تعریف کرده که انگار جایزه نوبل گرفته ... منتظر بوده که آراد ازش تقدیر کنه ولی آراد ...به اینجا که رسید غش غش خندید و گفت:- آراد برگشته بهش گفته به شما هیچ ربطی نداشت که اونکارو کردین ... الان هم با زبون خوش خسارت ماشین خانوم آوانسیان رو پرداخت می کنین ... هر چی بین ماست به خودمون مربوطه ... به شما چه که کاسه داغ تر از آش شدین ...با حیرت گفتم:- نه!!!!!- آرهههههه ... سارا هم
سارا:وا مامان این رفتارارو چرا میکنی دیگه سنی
از شما گذشته ایـ ...

شادی خانم نذاشت حرفشو ادامه بده باعصبانیت گفت
ساکت شو دختره ی خیره سر این چه طرز صحبت کردن با مادرته ؟من سنی ازم گذشته؟مگه من
چندسالمه

تو اوج جونی پیرم کردی رفت؟کدوم رفتارهان؟من که
نگرانم شوهرمو ازم بگیرن کار نادرستی میکنم؟این تویی که  خرس گنده ای مثل بچه ها میمونی رفتارت.

بابات راست میگه باید تو تربیتت تجدید نظر کنم
وسفت وسخت تربیتت کنم .

دردونه که هم از تعجب دهانش باز موند
سارا:وا مامان این رفتارارو چرا میکنی دیگه سنی
از شما گذشته ایـ ...

شادی خانم نذاشت حرفشو ادامه بده باعصبانیت گفت
ساکت شو دختره ی خیره سر این چه طرز صحبت کردن با مادرته ؟من سنی ازم گذشته؟مگه من
چندسالمه

تو اوج جونی پیرم کردی رفت؟کدوم رفتارهان؟من که
نگرانم شوهرمو ازم بگیرن کار نادرستی میکنم؟این تویی که  خرس گنده ای مثل بچه ها میمونی رفتارت.

بابات راست میگه باید تو تربیتت تجدید نظر کنم
وسفت وسخت تربیتت کنم .

دردونه که هم از تعجب دهانش باز موند
دیروز نوبت اپیلاسیون داشتم. راستش با توجه به فمنیست شدنم چند ماهی‌ست که با خودم می‌گویم چرا باید این دردها را تحمل کنم و پول بریزم توی جیب نظام سرمایه‌داری؟! دستگاه اپیلِیتورم را از انباری برداشتم. باتری‌اش مشکل دارد و درست همان قطعه‌ای که مخصوص تراشیدن موهاست، مشکل پیدا کرده. داشتم می‌گفتم؛ از در وارد شدم و سامره خانم از کلاه و تیپم تعریف کرد. چشمم افتاد به دستبندهای دست‌سازی که روی میز بود. لباس‌هایم را درآوردم و داخل کمد گذاشتم. مشغو
لخت شدن خانم دکتر برای درمان بیمارانش! روشهای درمانی روز به روز عجیب تر میشوند و جدیدا یک خانم دکتر برای درمان بیماران خود کاملا لخت و برهنه میشود.
به گزارش سایت چفچفک این خانم دکتر زیبا که فوق العاده معروف شده سارا وایت نام دارد و از طریق ارتباط وب کم و البته بعد از پرداخت هزینه بصورت اینترنتی، جلو بیمارانش کاملا برهنه میشود تا آنان را درمان کند.

خانم سارا با افتخار میگوید بیش از 1200 مشتری دارد که انها راتحت نظر دارد واولین فردی است که بیشتر
 
با مرور نامه‌ی اول در ذهنم، برمی‌گردم به همان روزها، از ۲۱ آذر تا اوایل خرداد. تا روزی که جسارت اظهار عشق پیدا کردم و آن چه را که در دل داشتم روی کاغذ نگاشتم و به قاصدک‌ها سپردم. چه خیال‌ها که بافتم تا پاسخ آن نامه را دریافت کنم. گاه به یاد آن نگاه به خود امید می‌دادم که پاسخ این اظهار عشق، چیزی جز عشق نیست و گاه معشوق را مغرورتر و خویشتن‌دارتر از آن می‌دیدم که با اولین کاغذ پیام عشق و دلدادگی فرستاده باشد. چند روزی گذشت. صبح شنبه بود که پا
استکان‌ها را از روی زمین و میزها جمع میکنم. سارا با شتابی بی دلیل شمعهای کنار قاب عکس را خاموش میکند و با صدایی که همه بشنوند می‌گوید: «خانم جون هم با این وصیتش دست همه مون رو گذاشت تو پوست گردو. آخه کی کله سحر جمعه پا میشه بیاد اینجا چهار خط دعا بخونه و بره؟ میرفتیم سر خاک بهتر نبود؟» حرفش را نشنیده می‌گیرم و سوالش را بی جواب میگذارم. سارا با عجله پوست میوه‌ها را توی سطل می‌ریزد و باز می‌گوید: «بعدش هم این کارها تجربه میخواد. ما کی تا حالا رو
 
هو الحی
.
#قسمت_پنجم
.
برنامه اکیپ ما به اردوهای دانشگاه و کوه پیمایی ها هم کشیده شد
اما مگه اسفند چند هفته است
تعطیلات اومد و بچه ها رفتند کشور هاشون
هر شب تو گروه حرف می زدند تا این که اخرای عید بود فهمیدم جیم از سارا خواستگاری کرده و نامزد کرده اند اونجا بود که فهمیدم جیم هم مسلمون بوده اما زیاد مقید نبوده ولی به سارا قول داده بود که بهتر بشه
و چقدر هممون خوشحال شدیم واسشون
ادامه مطلب
معرفی کتاب به مناسبت ولادت حضرت فاطمه زهرا سلام الله علیها و روز مادر
کتاب: فاطمه (س) نگین عرش
نویسنده: محمدرضا رمزی اوحدی
کتاب فاطمه (س) نگین عرش نوشته محمدرضا رمزی واحدی، به طور کوتاه به تمامی جنبه‌های شخصیتی بانوی بزرگوار، حضرت فاطمه (س) پرداخته است.در کتاب فاطمه (س) نگین عرش با استخراج و دسته بندی‌های احادیث، فصل‌های جدید و بی بدیلی از زندگی آن بانوی بزرگ، در 40 نگین به رشته تحریر در آمده است.
کتاب: مترسک
نویسنده: معصومه عیوضی
مادر سارا به
داستان : قسمت 18 کرگدن درخصوص رها بوده (سارا بهرامی) که با همراهی دوستانش توانست نوید (مصطفی زمانی) را پیدا کند اما متوجه شد که او هیچوقت آن چیزی که وانمود می‌کرده نبود. نوید بخاطر بدهی خواهرش نازنین (ستاره پسیانی) مجبور شده با ونوشه معامله‌ای کند که باعث خیانت به دوستانش می‌گردد.
بازیگران : بانیپال شومون, هدی زین‌العابدین, الهام کردا, مصطفی زمانی, سارا بهرامی, ستاره پسیانی, پانته‌آ پناهی‌ها, کاظم سیاحی.
 
دانلود در ادامه مطلب
ادامه مطلب
سارا هم رفت بیرون و
با طعنه به فیلیسیتی گفت)):مثلا الان کشف کردید
که اگر روی ارتفاع باشه کار می کند؟به همین خیال باش.))
سارا زبان درازی کرد
و رفت.سیسیلی و فیلیسیتی امتحان کردند,ولی دیدند باز هم همان طور است.به داخل کلبه
برگشتند.آن ها درحال غذا خوردن بودند و پدرومادرشان درجست وجوی آن ها ؛هلیکوپتر،آن
منطقه هایی که ممکن بود آن ها آنجا باشند را گشت،اما اثری از آن ها نبود.در آن
کلبه یک نقشه به دیوار زده بود که تاکنون آن ها متوجه اش نشده بودند.سارا نا
دلم میخواد بنویسم ، خیلی دلم میخواد ،ولی ...که چی بشه؟
این چند خطم مینویسم چون شرمنده ام...به خاطر محبتایی که لایقش نیستم.مهربونیایی که نمی تونم جواب بدم..نگرانیایی که باعثش شدم...
+ امروز رفتم مدرسه جدید،چون نتونستم ساکت بمونم.بابا گفت قرارمون همین بود ،راس میگفت ،قرارمون همین بود و چه ساده بودم که قبول کردم این قرارو، قراری که از اول باخته بودم توش.
++ من هفته پیش تموم شدم.تو روز تولدم تموم شدم.تولد ۱۵ سالگیم تولد سارایی بود که دیگه نیست.من دیگه
باسمه تعالی
اولیای الهی
حضرت هاجر
غزل۸
هست ابراهیم سالک ، با خلوص و بی ریا
او خلیل الله باشد، از عظام انبیا
هست سارا همسرش ، لیکن ندارد وارثی
می شود هاجر کنیزش ،همسر روح خدا
چون که هاجر صاحب فرزند گردید از نبی
می کند سارا حسادت، می رود کوه صفا
می رود هاجر به سوی مکه با فرزند خود
آب می گردد تمام و تشنگی آید چه ها
چاه زمزم می کند جوشش به اذن کردگار
تا که اسماعیل نوشد آب و یابد او صفا
امر حق اجرا شود، درذبح فرزند نبی
لیک چاقو کی برد، بی اذن رب، گردن
 
هو الحی
.
#قسمت_سوم
.
عصر هوا سرد شد هر چند اسفند بود و خبری از سوز برف و بارون نبود،اما بچه ها خیس بودن
جامون رو به زیر افتاب جابه جا کردیم هرچند گرمایی نداشت
اما باز سردشون بود
تو صندوق عقب ماشین دو تایی پتو مسافرتی پیدا شد براشون اوردم
همه نوزده ساله بودیم به جز جیم و سارا که بزرگتر بودند سارا بیست و یک و جیم بیست و دو
همین باعث می شد ثبات جمعمون رو حفظ کنند
من تقریبا غیر از لبخند و یا شوخی با دخترا و پذیرایی واکنشی نداشتم
فلاسک را اوردیم و بر
باسمه تعالی
اولیای الهی
حضرت هاجر
غزل۸
هست ابراهیم سالک ، با خلوص و بی ریا
او خلیل الله باشد، از عظام انبیا
هست سارا همسرش ، لیکن ندارد وارثی
می شود هاجر کنیزش ،همسر روح خدا
چون که هاجر صاحب فرزند گردید از نبی
می کند سارا حسادت، می رود کوه صفا
می رود هاجر به سوی مکه با فرزند خود
آب می گردد تمام و تشنگی آید چه ها
چاه زمزم می کند جوشش به اذن کردگار
تا که اسماعیل نوشد آب و یابد او صفا
امر حق اجرا شود، درذبح فرزند نبی
لیک چاقو کی برد، بی اذن رب، گردن
کلاس چهارم که بودم یکی از دوستام عید رفته بودن ایتالیا...کلی از اونجا عکس آورده بود و من واقعا دیوونه اونجا شده بودم... بعد از اون روز من تا مدت ها همش تو اینترنت عکسای ایتالیا رو نگاه می کردم و آرزوم بود یه روز برم اونجا رو از نزدیک ببینم....خیلی هم به مامان بابا می گفتم که یه بار بریم ولی..انتخاب مامان همیشه فقط یه جا بود...فقط کانادا، کانادای لعنتی...
بابا هم بهش حق میداد همیشه، می گفت فرصت برا سفر کم پیش میاد و حق داره بخواد پدر مادرشو ببینه ولی ب
چرا انقدر داری بازی درمیاریچرا انقدر بدم میاد ازت :)
ینی قشنگ به حرف سارا رسیدم که میگفت من بدم میاد ازش 
و تو چه دانی این بد امدن چیست
و حیف که حذف و اضافه تموم شد صد حیف :(((
+ چرا من انقدر باید به خاطر یه همچین چیز مسخره ای حرص بخورم :|
+ واه واه 
+ فقط دارم به این فکر میکنم که دیگه تا اخرین روزی که تو این دانشکده ام باهات کلاس ندارم 
وااااااااااای 
چقد این ترم چغر بود :|
راس میگه ن راس نمیگه
مگه کلمه ها نیستن که منظور ما رو میرسونن؟
خب من چرا نباید خودمو درگیرش کنم
مگه غیر این نیست که تو اگه خودتو درگیر کلمه ها کنی از معنای اصلی جا میمونی !؟
...
مائده ! این صفر و صدی بودنت داره حالمو بهم میزنه :)))
...
#سارا
دیروز چند ساعتی رو خونه ی سارا گذروندم. از معدود کساییه که راحت باهاشون حرف میزنم و دغدغه ی چطور دیده شدن، مراقب بودن و تصحیح کردن خودم رو ندارم. صحبت کردن باهاش و به اشتراک گذاشتن ایده هامون از کارهای موردعلاقمه. جایی از حرف هامون گفت: سارا تو به جزئیاتی دقت میکنی که هیچ کس دیگه ای نمی کنه.
میدونستم، خیلی وقته که میدونم. مسئله اینجاست که کاربردی هنوز براش ندیدم. به صورت از پیش برنامه ریزی شده، انگار که ویژگی خاص ثبت شده توی سیستم وجودیم باشه،
«اسرافیل» بیشتر از آنکه قصه سفر و رفتن باشد، قصه ترک کردن است. قصه رها کردن. «آیدا پناهنده» کارگردان اسرافیل، با این فیلم و فیلم قبلش «ناهید» در حال تثبیت خود در زمینه پرداختن به زندگی زنان است. و اگر از من بپرسید می گویم در حال تثبیت خود در کارگردانی زنانه است. توجه به جزئیات، نشان دادن حس های زنان با قاب بندی­ های ساده دوربین و بازی حسی بازیگران(مثل جایی که «ماهی» دلش خیره دست «پیمان» به دستگیره ماشین می شود) و پرداختن به لایه های زیرین حسی،
اخرین دیدارمون تو پارک بود مهمونی و جمع خونوادگی دور هم جمع بودیممن برای اولین بار با همسرم بودم که نجمه و میدیدم
بعد همیشه من تو پارک بی چادر بودم اونروز چادر سرم بود
نجمه بهم گفت خیلی خوبه همسرت ازت مراقبت میکنه
این جملش همش تو ذهنمه
بی سرپناه

آره میگفتم یه
زن بی نوا اونم با یه بچه نه هیچ امیدی نیست!
سارا:میگی چی
کار کنم؟
ثریا:4 تا 8
عصر سرویس میدی،هر ده دقیقه یکی چندتا کنسلی داره یکی دوتا هم دبه در میارند در کل
اموراتت میگذره،آقای خودتی،اوکی بدی هماهنگی هاش با من
سارا:یه عمری
پاک زندگی کردم حالا رسما بیام فا
-هی حرف دهنت
رو بفهم اینم یه کسب و کاره دیگه،همه جای دنیا به رسمیت میشناسند
-نه من کسب و
کار حلال میخوام،آیندم چی میشه؟
-آیندت همون
روز که تو رو با یه بچه ترک کرد تباه ش
کتاب صوتی رؤیای امریکایینوشته: ایمبولو امبیوترجمه: سارا شجاعیقالب کتاب: رواییمدت زمان کتاب: حدود دو و نیم ساعتمنبع: نرم افزار ایران صداتاریخ شنیدن: بعد از ظهر روز پنج شنبه ۹۸/۰۲/۲۶موضوع: در مورد مهاجرت و شرایط زندگی در امریکا
سال‌ها پیش گفته بود اگر پسردار شدم اسمش را "سعید" می‌گذارم، وقتی خبر پسردار شدنش رسید منتظر بودیم یک سعید کوچولو به جمع خانواده اضافه شود؛ هنوز چند ماهی نگذشته بود که گفتند اسم تغییر کرد، مادرش خواب دیده و حالا شده سبحان! دوباره چند وقت بعد سارا گفت:_عمه! میدونی اسم نی‌نی‌مون چیه؟
_اره! سبحان کوچولو
_نه! اون قبلا بود الان قراره یه چیز دیگه بذاریم!
_شما هم اخر برا این بچه اسم نمی‌ذارین!
احمد: حالا اگه ندیدی اخرش هم دنیا اومد تا به جای پسر، دختر
یه اخلاق خوبی که نجمه جون داشت این بود که تو کارهای خیر همیشه پیش قدم بود.مثلا من جریان در قوطی پلاستیکی ها که جمع میکردن و باهاش ویلچر هدیه می‌دادند و از اون شنیدم. حتی توی سلف هر جا در قوطی میدید فوری جمع میکرد که بتونه به یه ناتوان کمک کنه.
یا مثلاً اصلا غذا رو حروم نمی‌کرد. می‌گفت نعمت خداست. حتی نمی‌خواست خودش بخوره با خودش می‌برد به حیوون ها بده.
و این داستان ماست در روز دوم  ... صبح با صدای حرف زدن شهاب و لطیف بیدار شدم ، شهاب بالا سرم رو مبل نشسته بود منم دیگه خوابم پریده بود و بیدار شدم نشستم با موهای هپلی و قیافه ی گنگ اول صبح ساعت نه و نیم اینا بود ، سارا هم چند دقیقه بعد من پا شد یهو نشست از همون دقیقه ی اول صبح یه آهنگ قدیمی شنگول که الان یادم نیس هی تو ذهنم اومده بود و خندم گرفت داشتم میخوندمش و می خندیدم هطور الکی (بله ما ازین خانواده هاشیم) شهاب با یه نگاه پوکر و متعجب نگام میکرد و
سارا:چقدر خوب بودید شمااااا،من سرگروه نوجوانان حلقه ی صالحینم دیگه به ته خط رسیده بودم و استعفامو نوشته بودم روزش دوستم زنگ زد میای بریم تئاترگفتم اره ....اومدم ،دیدمتون،اشک ریختم خندیدم ....اما بخاطر شهید جابر موندم ،تا اخرین نفس میمونم و مدیونتونم دعام کنید ....ان شاالله که شافعمون باشن.
ادامه مطلب
بازیگران سریال کرگدن: مجید آقاکریمی، محمد امین، سارا بهرامی، ستاره پسیانی، پانته آ پناهی ها، شراره دولت آبادی، پوریا رحیمی سام، مصطفی زمانی، هدی زین العابدین، کاظم سیاحی، بانیپال شومون، نادر فلاح، معصومه قاسمی پور، الهام کردا و مهدی کوشکیخلاصه داستان سریال کرگدن : پنج جوان به واسطه مهارت هایشان وارد چالش کرگدن می شوند و این سرآغاز رفاقت بین آنهاست، غافل از اینکه چالش کرگدن از طرف یک مافیای بزرگ و پر قدرت طراحی شده است و ماجراهای غیر قا
نام فیلم: The Favourite 2018
ژانر: درام , زندگی نامه
ستارگان: Olivia Colman, Emma Stone, Rachel Weisz
کارگردان: Yorgos Lanthimos
محصول کشور: آمریکا
سال انتشار: 2019
امتیاز: – 8.1 از 10
مدت زمان: 119 دقیقه
خلاصه داستان: در اوایل قرن نوزدهم انگلستان، ملکه انگلی (Colman) ضعیف، تخت را اشغال می کند و خانم سارا (Weisz)، نزدیک دوستش، کشور را به جای خود اداره می کند. وقتی یک خدمتکار جدید آبیگیل (Stone) وارد می شود، جذابیت او به سارا کمک می کند.
ادامه مطلب
وضعیت مبهم ماریانو : در یک هفته اخیر با تیم تمرین نکرد ، سایت باشگاه فقط نوشت که در سالن بدنسازی تمرین می‌کند و هیچ بیانیه ای مبنی بر مصدومیت او صادر نشد
از سویی با حضور یوویچ در تیم زیدان دیگر جایی ندارد و تا به این لحظه مشتری هم برایش پیدا نشده است.
عکس؛ پیراهن ایسکو تن نوزادش
ایسکو هافبک مالاگایی رئال مادرید در ابتدیا تابستان صاحب پسری به نام تئو از نامزدش سارا سالامو شد ، حالا سارا لباس ایسکو را تن فرزندشان  کرده و عکس گرفته است
 
باشگاه ر
سال پنجم ابتدایی بودیم یه روز مدیر اومد تو کلاس گفت بچه‌ها فردا یه دوست جدید براتون میاد.بعضی از بچه‌های کلاس افتادن به جون هم که این فرد جدید که میاد باید بشینه کنار من و دوست من بشه.به نظرم همه‌ی بحث‌های بچه‌ها سر اون دوست جدید به خاطر رازآلود بودنش بود. اینکه نمی‌دونی کیه؟ اینکه تا مدت‌ها کلی داستان داره که برات تعریف کنه. اینکه شاید خوشگل و زرنگ و... باشه و اگر تو اولین نفری باشی که باهاش دوست شی، داشتن همه این‌ها  برای تو اتفاق می‌فته
سارا:مامی بریم سینما ؟

شادی خانم:نه دخترم کلی کار دارم خودت بادوستات
برین

سارا:مثل بچه ها دهانش آویزان کردو گفت نوموخوام
نوموخوام باید بیای .

شادی خانم:نه دخمل خوشگلم نمیتونم کلی کار دارم
که باید انجام بدم .

سارا:باچه

ورفت گونه های مادرشو بوسید رفت تو اتاقش .

شرکت نخ ریسی گرجی پور

آقای گرجی پور درحالی که سمت پنجره بودمشغول
صحبت باتلفن بود که آبدارچی شرکت با شربتی تگری وخنک وارد شد وگفت جناب رئیس شربت
خنک 

آوردم براتون بفرمایید میل کنید
سارا:مامی بریم سینما ؟

شادی خانم:نه دخترم کلی کار دارم خودت بادوستات
برین

سارا:مثل بچه ها دهانش آویزان کردو گفت نوموخوام
نوموخوام باید بیای .

شادی خانم:نه دخمل خوشگلم نمیتونم کلی کار دارم
که باید انجام بدم .

سارا:باچه

ورفت گونه های مادرشو بوسید رفت تو اتاقش .

شرکت نخ ریسی گرجی پور

آقای گرجی پور درحالی که سمت پنجره بودمشغول
صحبت باتلفن بود که آبدارچی شرکت با شربتی تگری وخنک وارد شد وگفت جناب رئیس شربت
خنک 

آوردم براتون بفرمایید میل کنید
خانم پریسا صفارزاده: تایید
اصلاحات: اصلاح عنوان انگلیسی - افزودن مشخصات دیتاست
خانم سارا اثنی عشری: تایید به شرط انجام اصلاحات
روش پیشنهادی بازنگری شود - فلوچارت روش پیشنهادی اصاح شود
آقای ایمان ابراهیمی: دفاع مجدد
آقای حسین برزگر: دفاع مجدد
سارا داوس در مورد همه موارد مربوط به بازیافت برای Wastecycle Ltd می نویسد. Wastecycle یک شرکت پیشرو در زمینه مدیریت پسماند و شرکت بازیافت فلزات آهنی و غیر آهنی است که به سیاست زباله های زباله خود متعهد به زباله های صفر خود هستند. در اینجا ، سارا ما را از طریق استفاده های متفاوتی از فلز عبور می دهد.
بسیاری از فلزهایی که ما استفاده می کنیم از روی زمین می آید و هنگامی که ما به عنوان بخشی از دفن زباله با آن کار را تمام کردیم مستقیم به زمین باز می گردد. در مرحله
بابا که اومد خونه،اول اومد اتاقم، یه پاکت سیگار و یه فندک زرد گذاشت رو میزم و...داشت میرفت بیرون :`(( 
احساس کردم اون لحظه دنیامون دیگه تموم شده، دنیای دو نفره مون، قلبم داشت کنده میشد از غصه، از اینکه...بازم..اینجوری میخواست مجازاتم کنه، با این فکر که واسش تموم شدم.
می دونست من طاقتشو ندارم.می  دونست برای همه دنیا هر چقدم قوی باشم و کم نمیارم ولی به خاطر اون،نمی تونم ، هر قدرم واقعا بخوام نمی تونم...
نذاشتم‌بره...جلوی در وایسادم و ...فقط زار زدم...ه
کتاب صوتی رؤیای امریکایینوشته: ایمبولو امبیوترجمه: سارا شجاعیقالب کتاب: رواییمدت زمان کتاب: حدود دو و نیم ساعتمنبع: نرم افزار ایران صداتاریخ شنیدن: بعد از ظهر روز پنج شنبه ۹۸/۰۲/۲۶موضوع: در مورد مهاجرت و شرایط زندگی در امریکا می‌باشد.
سارا بهرامی بعد از درخشش های خود در تلویزیون، سینما و حتی سینمای خانگی، هم اکنون با اکران فیلم هزارپا و بازی خوب سارا بهرامی، مخاطبان و طرفداران بیشتری پیدا کرده است. سارا بهرامی در مصاحبه های اخیر خود از دانلود غیر قانونی سریال خانگی ساخت ایران 2 خیلی گله مند و غمگین بود و از مخاطبان خود خواست برای دانلود ارزان از سایت فیلیمو استفاده کنند. در ادامه زندگینامه و عکس های سارا بهرامی ارائه شده است.

زندگی نامه سارا بهرامی :
سارا بهرامی متولد به
رفتم خونشون راستش اصلا نشد که نرم آخرین روزی بود که عموم تهرانه
حالم خیلی خوب نبود نمیدونم چرا!
رفتم تو اتاق داشتم با دلسا خونه سازی بازی میکردم مهدی اومد تو اتاق سطل خونه سازی رو برداشت باهاش اهنگ میزد به دلسا گفت :(دلسا بزن سارا برات برقصه!)
من قیافم شبیه علامت تعجب شد !○_°
بعد شروع کرد شونه هاشو تکون بده گفت اینجوری دیگه دوباره من:o_0 بعد پاشد رفت بیرون
دم رفتن عموم و زنموم و زهرا شروع کردن به خدافظی من زدن زیر گریه دست خودم نبود منم فقط گریه
خانم C.J. Walker چه کسی بود؟خانم C.J. Walker پس از رنج از بیماری پوست سر که منجر به ریزش موی خودش شده بود ، خطی از محصولات موی آفریقایی آمریکایی را اختراع کرد. وی با سفر به سراسر کشور محصولات خود را با ارائه سخنرانی و تظاهرات تبلیغاتی تبلیغ کرد و سرانجام آزمایشگاه های مادام C.J. واکر را برای تولید لوازم آرایشی و آموزش زیبایی فروشان تأسیس کرد.
کسب و کار او باعث شد که او به یکی از اولین زنان آمریکایی تبدیل شود که یک میلیونر خودساخته شد. او همچنین به دلیل تلا
 چند وقت پیش بود که دوباره من و سارا مغزمان کلید کرد روی تست شخصیت MBTI، من دوباره تست را دادم و این بار جواب شد INTP ، یعنی درونگرای شهودی فکری* اکتشافی، قبلا هم داده بودم ولی آن موقع ISTP شدم و چون خیلی شبیه خودم احساس نکردم خیلی هم ذوق زده نشدم ولی INTP به شدت شبیه من بود و ذوق زده شدم و مغزم کلید کرد (این کلید کردنِ مغز هم یکی از همان ویژگی‌های INTP من است). این چند مدت داشتم روی این فکر می‌کردم که ترکیب‌های مختلف I/E و N/S و T/F و P/J کاملا شخصیت‌های متفاوت
TM Bax
Lazemami
#TMBax
تورو دیدم زدم قید سارا مونا و هنا
قید همه دخترا 
محو تو امشب فنام
روانیتم من الان
تورو دیدم زدم قید ساناز نیلو و رعنا
قید همه دخترا
محو تو امشب فنام
روانیتم من الان
Ola mami
لازممی
دورم پره
ولی لازممی
Ola mami 
لازممی 
لازممی
مهم نیست، چیتم و کیتم من
تورو دیدم و الان روانیتم من
مهم نیست، چیتم و کیتم من
تورو دیدم و الان روانیتم من
همه نگاهت میکنن یواشکی
وقتی حواست نی
من که پررو ام روی تو زومم
انگار واسه منی
پ نه پ لعنتی بدن و ساختی تو واسه
ساعت نزدیک به 3 شبه.
فردا باید بتونم نهایتا تا 8.5 از خواب پاشم.
فردا باید شروع کنم به رژیم گرفتن و تو کرفس مجددا غذاهامو وارد کنم.
فردا قراره با سارا (دوست جدید) یه سری تمرین داشته باشیم.
 امشب یک غلط کمتر از دیشب و پریشب داشتم و قدرشو می دونم(از قصد تو ساعت های خواب آلودگی تمرین می کنم که ذهنم عادت کنه).
چهارشنبه نوبت مشاوره دارم، و نسبت بهش خوشبینم.
خانم C.J. Walker محصولات تخصصی مو را برای مراقبت از موهای آفریقایی آمریکایی ایجاد کرد و از اولین زنان آمریکایی بود که یک میلیونر خودساخته شد.خانم C.J. Walker چه کسی بود؟خانم C.J. Walker پس از رنج از بیماری پوست سر که منجر به ریزش موی خودش شده بود ، خطی از محصولات موی آفریقایی آمریکایی را اختراع کرد. وی با سفر به سراسر کشور محصولات خود را با ارائه سخنرانی و تظاهرات تبلیغاتی تبلیغ کرد و سرانجام آزمایشگاه های مادام C.J. واکر را برای تولید لوازم آرایشی و آموزش ز
سلام ، امیدوارم همگی حالتون خوب و کاملا اوکی باشه :)
در آغاز ممنونم از نویسنده‌ی محترم ، سارا خانم نویسنده‌ی وبلاگ ( DarkLight ) بخاطر دعوت بنده به این پویش!
دوستان همونطور که احتمالا اطلاع دارید ، پویشی با نام ( درخواست از شرکت بیان برای توسعه خدمات Blog.ir ) توسط بیانی‌های شدیدا عزیز راه اندازی شده.
هدف از این پویش اعلام نیازهای نرم‌افزاری برای توسعه سیستم های بلاگ به شرکت و برنامه نویسان بیان هست!

طراحی اپلیکیشن مبتنی بر Android / iOS جهت مدیریت وبلاگ
دانشجویان زیر جهت دریافت گواهینامه موقت خود با همراه داشتن یک قطعه عکس به امور فارغ التحصیلان مرکز مراجعه نمایند.
محمدعلی فروغی *  ابراهیم الماسی *مید زمان پور * سیما باوی *امید زمان پور* سیما باوی * لیلا مجدم * توفیق ناصری     






فردین حسنی* سیدمحمد واصفی صالح* مهشید خسروی فر*شهرام نژادحسن *نازنین عبیاوی* مریم حاجی زاده*  سحر ممبنی






نجمه عالی وند* علیرضا شاهرخی نژاد* محمدحسین جلوداریان* الهام صالحی کاهکش *حسین ممبنی * علی رعیت زاده*   





مزون عروس دنیا کرج




نام مدیریت:


آقای الهیاری









آدرس مزون عروس دنیا:


میدان کرج-خیابان شهید بهشتی-روبروی خیابان دکتر همایون-پاساژ فدک-طبقه زیرینمزون عروس سارا کرج




نام مدیریت:

- تلویزیون دوباره (چندباره؟) داره "فرار از زندان" رو میده. داشتم به سارا تانکردی فکر میکردم. چه بهای سنگینی هم برای عشقش پرداخت کرد و آخرش هم بهش نرسید!... دلم سوخت... از یه همچین حسرتهای توأم با افسوس و اندوه خیلی میترسم...
- خندوانه های قبلی رو هم دارن میدن. بازم چند تا چیز تو چشمم میاد...
/ چقد رامبد جوان لاغرتر بود! :)
ادامه مطلب
خب ایمان پپسر عممه از بچگی یه جور خاصی دوستش داشتم 
همیشه یه غرور خاصی داشت 
ولی قلدره من بودم حرف حرف من بود
بچگی پایه بازی هم بودیم الان پایه حرف و دردودل خودش بعضی وقتا میگه سارا نمیدونم چرا با تو حرف میزنم و یه چیزایی رو فقط به تو میگم با اینکه میدونم تو قرار نیست خیلی خوب ارومم کنی( من توی اروم کردن یکی که حالش بده افتضاحم و فقط یه چیزی میگم که حالش بدتر میشه:/ اخه اصولا وقتی خودم حالم بده درموردش یه مدت به کسی نمیگم تا حالم بهتر بشه بعد تعر
نقد رمان چایت را من شیرین می کنم

نقد رمان چایت را من شیرین می کنم : کسی کمی سست ایمان باشد در میان چینش داستان و اتفاقات ناگوار آن دست دلش می‌لرزد.

نقد رمان چایت را من شیرین می کنم ، نویسنده: زهرا بلند‌دوست کتاب ماجرای دختری است با پدری از سازمان منافقین و مادری معتقد.اما سارا در این میان تنها برادرش، دانیال را دوست دارد و شیفته اوست.او پدرش را سازمانی متعصب و مادرش را مذهبی بی‌عرضه می‌داند.

مادر این داستان اهل جن
 هتل سارا کیش در سال 1388 به عنوان یکی از هتل های سه ستاره کیش آغاز به فعالیت نمود. این هتل متشکل از 3 طبقه شامل 72 باب اتاق می باشد و از امکاناتی همچون کافی شاپ 24 ساعته، رستوران، چایخانه و سالن همایش برخوردار است. هتل سارا با قرار گرفتن در موقعیت مکانی بسیار مناسب و نزدیکی این هتل به اسکله تفریحی و مراکز تجاری پردیس 1 و 2 و همچنین بازار پانیذ، مورد استقبال بسیاری از میهمانان قرار گرفته است. پرسنل هتل سه ستاره سارا با ارائه خدمات مناسب، اقامتی خوش
2
مهرانگیز و دخترش خواستن براشون نوبت آرایشگاه بگیرم واسه عروسی ساراخداروشکر این تنبلی مفرطی که دارم به یه دردی خورد وگرنه پاک آبروم جلو آرایشگره میرفت
بعد صد روز تازه یادشون افتاده دوست دارن نزدیک خونه خودشون نوبت بگیرن و از اونجایی که من بهشون گفته بودم نوبت گرفتم تا دست از سرم بردارن
امروز با یه ژست عاقل اندر سفیهی مهرانگیز بدبخت رو سرزنش کردم که تو مگه نگفتی صد در صد برامون نوبت بگیر حالا زدین زیرش؟؟؟!
و خلاصه اینکه کلی شرمنده شد ولی از ر
افطاری خونه عمو دعوت بودیم
نزدیکای افطار بود و من و چنتا از دخترا تو حیاط بودیم
دختر کوچیکه عمو اومد ترشی ببره
همینجور که داشت تو ی ظرف گنده ترشی میریخت وسطا ی چند تیکه هم میخورد
و همینطور که داشت میخورد می گفت: بچه ها حواسم نبود تو آشپزخونه داشتم سیب زمینی سرخ کرده میخوردم
گفتم: سارا ترشی اگر باطل نمیکنه به ما هم بده 
تازه فهمید داره چیکار میکنه :)))
دیگه نگم براتون پرید رو شلنگ آب و شستن دهن و ...
فکر کنم 15 سالی گذشته از اون روز
شایدم بیشتر .....
خندیدن میکا، انگشت‌های کوچیک حانه، موهای نرم نرگس، کتاب‌خوندن سارا، انگشتر پری، گردنبند زهرا، موهای بنفش فاطمه، نگاه مریم، گیره‌سرهای مدی و... . این فهرست ادامه داره. صدا‌ها توی ذهنم پخش میشن و تصاویر پشت سرهم از پیش چشمم عبور میکنن. 
خنده و گریه. 
پابیز تموم شد؟ 
چیزی نمونده. 
مثل همه ی روزای دیگه نبود 
ساعتم زنگ نخورد ، خودم اگه میخواستم شاید تا ۱۱ می خوابیدم ولی بوی نم که از لا به لای درز پنجره میومد نشونی بارون ناخونده بود که دلم می خواست برم ببینم به قول سارا از اون بارونایی نبود که خوش حالت کنه ، تنها بودن توی خونه حس آرامشو  دو چندان می کرد هر چند شب قبلش کابوس ناخود آگاهم بوی آرامش نمی داد ولی وقتی با اون قیافه ی نا آشنا توی آینه بر خوردم و یه آب به سر و صورتم پاشیدم و زیر شیر جوشو روشن کردم تا تنها و تنها خوش حا
۱) همین چند هفته قبل سارا مرودشتِ فارس رو داد به استان اصفهان، منم چند روز پیش زاکان رو دادم به یزد، شایعه کردن که قبلاً مال قزوین بوده، خلاصه که آره، ما چنین آدم‌های خفنی هستیم که فقط با یک اشاره حتی تقسیمات کشوری رو هم جا‌به‌جا می‌کنیم :|
۲) داشت در مورد فردوسی می‌خوند ، در مورد شاهنامه و اینکه چند سال سرودنش طول کشیده پرسید منم برای اینکه یادش بمونه براش بیت "بسی رنج بردم در این سالِ سی ... عجم زنده کردم بدین پارسی" رو خوندم ، امشب اومده میگ
برعکس ِ اتاق خودم که پرده زرشکی ِضخیم و بلندش هم نمی‌تواند جلوی سرک کشیدن‌های خورشید بی‌حیا را بگیرد تا تیغ تیزِ گرمایش، شلاق‌گون مرا مورد عنایت قرار ندهد، این سمت خانه و اتاق سارا همیشه ابریست و فقط تیک‌تاک ساعت، بوی غذای تازه و صدای خرت‌خرت‌ های قلموی روی سرامیک  می‌تواند مثل فریادهای یک مادر عصبانی خواب را به چشمت حرام کند. دم صبح که چه عرض کنم، اما بالاخره سر ظهر با تنی کوفته و سردردی به غایتْ عجیب، از شدت بوی پیاز داغ بیدار و میخکو
رمان ارباب عشقدانلود رمان ارباب عشق اثر پریسا رحمانی با فرمت های pdf ، اندروید، آیفون و جاوا با ویرایش جدید و لینک مستقیم
داستان در مورد تک دختر رضا نکوهش یعنی سارا دختری مغرور و بی احساس که ثروت پدرش او را قدرتمند ساخته ، اما روزگار همیشه بر وقف مراد نیست و ورق برمیگردد و این دختر سراپا غرور مجبور می شود در خانه ی خود بمانند یک رعیت زندگی کند و از ارث پدر محروم بماند ، ثروتی که به واسطه مردی سنگدل تصاحب می شود و سارا نکوهش تلاش می کند تا ان را پ
بازیگران فیلم هزارپا :
رضا عطاران در نقش رضا هزارپا
جواد عزتی در نقش منصور
سارا بهرامی در نقش الهام، مدیر آسایشگاه
مهران احمدی در نقش دایی کامران، داییِ رضا
لاله اسکندری در نقش منیژه، فرمانده گروهک منافقین
امید روحانی در نقش پدر الهام
سپند امیرسلیمانی در نقش امید پسرعموی الهام
امیرمهدی ژوله در نقش کریم، جاسوس منافقین در آسایشگاه
شهره لرستانی در نقش شیرین، مادر منصور و زن کامران
نعیمه نظام‌دوست در نقش خانم کمالی
سینا رازانی در نقش عضو گر
پارسال ١٦شهریور اشکان رو برای اولین بار دیدم.امسال ١٦شهریور ششمین جلسه ایه که میرم سر کلاسش:)تو طول یکسالی که گذشت....به لحظات و احساساتی که این روزها دارم تجربه میکنم کم فکر نکردم...کم ترسیمشون نکردم کم ازشون کمک نگرفتم برای گذران لحظه های بد....چند وقت پیش داشتم برای سارا میگفتم...خیـلی از چیزهایی که الان دارم ....تو روزهای نه چندان دوری برام آرزو بودن...اما وقتی بهشون میرسم،وقتی باهاشون انس میگیرم و قاتی میشم ،وقتی خوب خوب ...حسابی حسشون میکنم!
صبح بعد از خداحافظی از همگان سوار تاکسی شدیم که بریم به سمت تهرون .
به اندازه ی اندی وقتی داشت اهنگ " دارم می رم به تهرون " رو.میخوند خوشحال بودیم سه تامون. بعد از کلی خستگی شیرین رسیدیم تهران و یه ساندویچ کثیف چسکی خریدیم و صرفا جهت رفع گرسنگی خوردیم . با اسنپ عزیز که خدا واقعا رحمت کند باعث و بانیش را رفتیم  تا فرودگاه امام. گیت های مختلف رو رد کردیم و رو یه سری صندلی راحتی های بسیار جذاب ام دادیم و منتظر موندیم تا زمان پرواز برسه. 
سارا ترس از ه
واقعا خوشحالم برای این اتفاق که زنان کشورم می توانند به استادیوم های فوتبال بروند و از نزدیک به تماشای مسابقه بنشینند
من خودم که شخصا علاقه ای به فوتبال ایران ندارم و تابحال هم به استادیوم نرفتم و به احتمال زیاد هم نخوهم رفت
در هیچ زمانی برای من این محدودیت قابل درک نبوده و واقعا برای رخ دادن این اتفاق  تبریک میگم 
حالا بماند که سارا از روز بازی ایران تنها یک موضوع در ذهنش در حال چرخش هست اون هم اینکه بره به استادیوم 
که ایشالله خواهد رفت 
ا
مناظره حضرت آقا امام صادق علیه السلام با ابو حنیفه در مورد بطلان قیاس
شیخ مفید رضوان الله علیه روایت کرده است:
محمد بن عبید، عن حماد، عن محمد بن مسلم قال: دخل أبو حنیفة على أبی عبد الله علیه السلام فقال له: إنی رأیت ابنك موسى یصلی والناس یمرون بین یدیه فلا ینهاهم، وفیه ما فیه فقال أبو عبد الله علیه السلام: ادع لی موسى، فلما جاءه قال: یا بنی إن أبا حنیفة یذكر أنك تصلی والناس یمرون بین یدیك فلا تنهاهم، قال: نعم یا أبه إن الذی كنت اصلی له كان أقرب إ
پست‌هایتان را می خوانم و گاهی برایتان شاد و گاه غمگین می‌شوم،با اطرافیانم حرف‌ می‌زنم و می‌خندم اما تلخی‌ این روزها مقابل چشمانم دور نمی‌شود، عجیب روزهای گندی دارم،تو گویی مشکلات چون مسلسلی به رگبارم می‌بندد و تنِ خسته‌ام را بی‌جان‌تر می‌کند،زخمی‌ام،زخمیِ زخم‌های روزگار! چه برای پاییز می‌دیدم و چه شد...
۱۸ روز پیش(که البته ما ۵ روز پیش فهمیدیم) برادرم جدا شد، انقدر ناگهانی و شوکه کننده بود که حتی فرصت ریختن اشک‌هایمان را هم پیدا
نام اثر: ماموریت غیر ممکن
کیفیت ها: full hd 1080p – hd 720p – sd 480p
مخاطب: بزرگسالان
نوع فیلم: سینمایی
محصول: ایران
موضوع: کمدی | اجتماعی
کارگردان: یعقوب غفاری
نویسنده : اباریس تنظیفی
تهییه کننده : محمود فلاح
با هنرنمایی: پژمان بازغی , محمدرضا شریفی‌ نیا , امیرعباس  گلاب , مهران رجبی , حامد همایون , جمشید هاشم پور , رضا یزدانی
سال تولید: 1396
تاریخ انتشار: 1398
مدت زمان: 79 دقیقه
درباره فیلم ماموریت غیر ممکن :
ماموریت غیر ممکن فیلمی کمدی به کارگردانی یعقوب
تور کیش
۱ به ۳ دی ✅۲ شب و ۳ روز
رفت ۶:۵۵ یکشنبه پرواز وارشبرگشت ۱۸:۳۰ سه شنبه پرواز کیش ایر
هتل ۳ گلدیس ---- 980تومان
هتل ۳ لوتوس ---- 990 تومان
هتل ۳ جام جم --- 1150 تومان
هتل ۴ آریان ---- 1290 تومان
هتل ۴ گامبرون --- 1350 تومان
هتل ۴ ارم ---- 1350 تومان
هتل ۳ تاپ گاردنیا --- 1350تومان سوییت ویلایی با صبحانه و نهاردو تخته استاندارد ---- 1350 تومان با صبحانه و نهار
هتل ۴ سارا ---- 1450 تومان
هتل ۴ تاپ سورینت صدف --- 1570تومان
هتل ۵ بین المللی --- 1580 تومان 
هتل ۵ شایان ---- 1590تومان 
دانلود فیلم ایرانی ماموریت غیر ممکن با لینک مستقیم
دانلود فیلم ایرانی ماموریت غیر ممکن با کیفیت عالی : فیلم جذاب و دیدنی به کارگردانی یعقوب غفاری در موضوع کمدی و اجتماعی محصول 1397 ایران با لینک مستقیم و کیفیت فوق العاده بالا را می توانید از سایت پیشگام مووی دانلود و دریافت نمایید.
کارگردان : یعقوب غفاری
موضوع : کمدی ، اجتماعی
محصول : ایران
سال تولید : 1397
سال انتشار : 1398
بازیگران فیلم عبارتند از : علی اوجی • پادینا رهنما • سارا خویینی‌ها • مهر
دانلود فیلم ایرانی ماموریت غیر ممکن با لینک مستقیم
دانلود فیلم ماموریت غیر ممکن : فیلم جذاب و دیدنی به کارگردانی یعقوب غفاری در موضوع کمدی و اجتماعی محصول 1397 ایران با لینک مستقیم و کیفیت فوق العاده بالا را می توانید از سایت پیشگام مووی دانلود و دریافت نمایید.
کارگردان : یعقوب غفاری
موضوع : کمدی ، اجتماعی
محصول : ایران
سال تولید : 1397
سال انتشار : 1398
بازیگران فیلم عبارتند از : علی اوجی • پادینا رهنما • سارا خویینی‌ها • مهران رجبی • نسرین نصرت
قبلا گفتم و بازم میگم این داستان رو براساس یک فیلم سینمایی نوشتم
اونایی که فیلم و ندیدن داستان وبخونن خخخ
امیدوارم لذت ببرید!!!
قسمت اول:
ف+ی+ل+ی+س+ی+ت+ی=فیلیسیتی

س+ا+را=سارا

س+ی+س+ی+ل+ی=سیسیلی

 
روزی روزگاری مردی
بود که در قطب شمال زندگی می کرد و بعداز مدتی توسط یک خرس قطبی جان داد.او برای
تهیه ی غذا به زیززمین مخفی رفت؛زیرزمینی که او غذاهارا در آنجا انبار می کرد.او
از زیرزمین بیرون آمد و خرس قطبی او را دید و برای تامین غذای خود و فرزندش به او
حمل

تبلیغات

محل تبلیغات شما
موسسه خیریه سگال

برترین جستجو ها

آخرین جستجو ها

بهترین مرکز درمان بواسیر دکتر احمدی نژاد ورزمان آموزش خط نیک IRANIAN RASOOL ALFA متل قو بکس ^^ | ^^motelqobx ربات رایگان مدیر گروه s server325152 عمل صالح