نتایج جستجو برای عبارت :

یارا و کلاغ ها

بازی شروع شد، همه با هم " کلاغ پر"از روی بام خانه‌ی ما هم کلاغ پرچندی‌ست روی ماه خدا را ندیده‌ایماز روی عرش پاک خدا هم کلاغ پرغم هست و هر سکوت نه معنای دلخوشی‌ستاز عمق لرز پشت صدا هم کلاغ پرآلودگان به خواب! امیدی هنوز هستاز ذهن‌های توی کما هم کلاغ پرابهام‌ها پُرند و هوا مه گرفته استاز روی فکر‌های رها هم کلاغ پرهر کس مقام و جاه ندارد، نه کوچک استاز بین قشر بی سر و پا هم کلاغ پرما لایق هوای پر از شک نبوده‌ایم
از بین لایه‌های هوا هم کلاغ پر
 
آ
متوسط عمر عقاب 30 سال است و متوسط عمر کلاغ 300 سال.
عقابی در بلندای قله ی رفیعی لانه داشت.عقاب به پایان عمرش نزدیک شده بود، اما نمی خواست بمیرد.
به یاد آورد که پدرش از پدرش که او هم از پدرش شنیده بود که:در پایین قله کلاغی لانه دارد.
چهار نسل از خانواده ی عقاب ها این کلاغ را دیده بودند اما کلاغ هنوز به نیمه ی عمر خود نیز نرسیده بود!
عقاب در دلش به کلاغ حسادت کرد؛ تصمیم گرفت به
ادامه مطلب
کلاغ ها خیلی دوست دارند عقاب ها را اذیت کنند. کلاغ با اینکه از عقاب کوچک تر است، اما چون چابک تر است، می تواند سریع بچرخد و مانور دهد. گاهی اوقات هنگام پرواز، بالای سرعقاب قرار میگیرد و به سمت آن شیرجه می رود، ولی عقاب می داند که می تواند اوج بگیرد.
عقاب به جای اینکه از آزارهای کلاغ مزاحم ناراحت شود، بیشتر و بیشتر اوج می گیرد و سرانجام کلاغ عقب می افتد. وقتی کسی از روی حسادت و غرض ورزی اذیت تان می کند، رو به بالا اوج بگیرید و او را پشت سرتان رها ک
 کلاغ ها خوشبخت ترین پرندگان اند چرا که زشت اند و بد صدا، و به برکت این خصلت کسی هرگز اسیر شان نکرده است، هیچ صیادی برای کلاغ ها دانه نمی ریزد،در قفس هیچ پرنده فروشی کلاغی یافت نمی شود، اما همچنان کلاغ ها جزو با هوش ترین حیوانات اند ، آزاد ترین مردمان کسانی هستند که در پی جلوه دادن جاذبه های ظاهری به دیگران نیستند، به دام شکار چیان این جلوه پرستان هم نمی افتند، بگذار اگر می خواهی کسی دوستت بدارد برای آن چیزی باشد که برایش تلاش کرده ای و جزو وج
روزی کلاغی بر درختی نشسته و تمام روز خود را بیکار بود و ھیچ کاری نمیکرد
خرگوشی از آنجا عبور میکرد
خرگوش از کلاغ پرسید:آیا من ھم میتونم مثل تو تمام روز را ب بیکاری بگذرانم؟!
کلاغ:البته ک میتوانى......!
خرگوش کنار درخت نشست و مشغول استراحت شد
ناگھان روباھى جست و خرگوش را شکار کرد
کلاغ گفت..برای اىنکھ مفت بخورى و بخابى باید این بالا بالاھا باشی
کلاغ سپید پایه پنجم دبستان هفت کتاب دریک کتاب
کتاب کلاغ سپید پایه پنجم دبستان ...
,7 کتاب پنجم دبستان کلاغ سپید گاج ,مشخصات، قیمت و خرید کتاب 7 کتاب پنجم دبستان کلاغ سپید اثر ,کلاغ سپید پنجم جدید ,کتاب گام به گام دروس پنجم کلاغ سپید (شاه کلید5) ,کتاب کلاغ سپید شاه کلید (5)(گام به گام دروس پنجم کلاغ) اثر جمعی از ,شاه کلید گام به گام دروس پنجم ابتدایی کلاغ سپید ,گاج کلاغ سپید دروس ۵ پنجم ابتدایی ,کلاغ سپید : گام به گام دروس پنجم ابتدایی شاه کلید کلاغ سپید
کلاغ سپید پایه سوم دبستان هفت کتاب دریک کتاب
کلاغ سپید پایه سوم دبستان هفت کتاب دریک کتاب ...
,ریاضی سوم ابتدایی کلاغ سپید گاج ,7 کتاب سوم دبستان کلاغ سپید گاج ,کتاب کلاغ سپید شاه کلید (3)(گام به گام دروس سوم کلاغ) اثر جمعی از ,کتاب گام به گام دروس سوم کلاغ سپید (شاه کلید3) ,ریاضی سوم ابتدایی کلاغ سپید ,آینت ,شاهکار ریاضی سوم ابتدایی کلاغ سپید • بانک کتاب پایتخت,شاهکار ریاضی سوم دبستان کلاغ سپید ,7کتاب سوم ابتدایی کلاغ‌ سپید 93 فروشندگان و قیمت کتاب ,
کلاغ سپید پایه ششم دبستان هفت کتاب دریک کتاب
کلاغ سپیدپایه ششم دبستان هفت کتاب دریک کتاب ...
,کتاب گام به گام دروس ششم کلاغ سپید (شاه کلید6) ,کتاب‌های سری کلاغ سپید ,گام به گام دروس ششم دبستان کلاغ سپید شاه کلید ,کتاب کلاغ سپید شاه کلید (6)(گام به گام دروس ششم کلاغ) اثر جمعی از ,گام به گام ششم (پاندای دانا) ,مدرسه کلوب ,گام به گام پایه ششم ابتدایی دبستان 97,گام به گام دروس ششم دبستان کلاغ سپید ,دانلود کتاب کلاغ سپید ششم ابتدایی ,آینت ,گام به گام دروس شش
مقدمه:
پرندگان جزء حیوانات با ارزشی هستند که همواره نمود آن را می توان در زندگی مشاهده کرد. یکی از پرندگان با ارزش کلاغ است.
تنه انشا:
کلاغ پرنده ای است که همواره در فصل های سرد و گرم می توان پرواز زیبای او و قارقار او را در آسمان مشاهده کرد و شنید. کلاغ در اساطیر ایران و یونانی همواره پرنده ای مقدس بوده و به عنوان پیک خورشید شناخته می شده است و نمود مثبتی در جامعه باستانی ایران زمین داشته است.اما در زمان اکنون ما این معنای مثبت تغییر کرده است و
The Day of the Crows 2012,دانلود The Day of the Crows 2012 720p,دانلود انیمیشن Le jour des corneilles 2012,دانلود انیمیشن The Day of the Crows 2012,دانلود انیمیشن روز کلاغ ها,دانلود انیمیشن روز کلاغ ها The Day of the Crows 2012,دانلود رایگان,دانلود زیرنویس فارسی,دانلود فیلم با حجم کم,دانلود کارتون با دوبله فارسی,دانلود مستقیم انیمیشن The Day of the Crows 2012 1080p,
ادامه مطلب
صدای قار و قار کلاغی نظرم را به سویش جلب کرد 
درخت انبوه آلوچه لانه کلاغ را در شاخهای پر بار و برش پنهان کرده بود
 کلاغ با رعب و وحشت به این طرف و ان طرف می پرید
صدای قار و قار کلاغ ، کلاغهای دیگر را هم به آنجا کشاند 
از درخت بالا رفتم لانه ای در لابلای شاخهای انبوهی از خار وخاشاک وگل تهویه شده بود تعداد شش عدد تخم خال خالی رنگی و قشنگ خود نمایی می کرد خواستم تخمها را بردارم که یهو زیر پایم خالی شد و شاخه ای بزرگ شکست 
اومدم پایین از یه طرف شاخه ی
بلند شو و همراه کلاغ قصه ها به خانه ام بیا
اینجا یکی از بودهای قصه سال هاست
چشم انتظار آن یکی نبود نشسته است !
 
 
 
تنم لرزید وقتی لبخند غریبه
سردی نگاهش را آب کرد …
 
 
 
 
او رفت همین …قصه ام کوتاه بود به سر رسید !کلاغ جان تو هم برو شاید جایی دیگر قصه ای زیبا منتظرت باشد 
 
 
 
او بدون تو آرام است !آرام بگیر دلم
 
بعدتو بغض و لبخندم را به هم آمیختماز تو شعری گفتم و اشک خدا را ریختمبعد تو طعنه ی ثانیه آزارم میداد،ساعتم را در وسط شهر به دار آویختم
صدای قار و قار کلاغی نظرم را به سویش جلب کرد 
درخت آلوچه ، لانه ی کلاغ را در شاخهای پر بار و برش پنهان کرده بود
 کلاغ با رعب و وحشت به این طرف و ان طرف می پرید
صدای قار و قار کلاغ ، کلاغهای دیگر را هم به آنجا کشاند 
از درخت بالا رفتم لانه ای در لابلای شاخهای انبوهی از خار وخاشاک و گل تعبیه شده بود تعداد شش عدد تخم خال خالی رنگی و قشنگ خود نمایی می کرد خواستم تخمها را بردارم که یهو زیر پایم خالی شد و شاخه ای بزرگ شکست 
اومدم پایین از یه طرف شاخه ی شک
صدای قار و قار کلاغی نظرم را به سویش جلب کرد 
درخت انبوه آلوچه لانه ی کلاغ را در شاخهای پر بار و برش پنهان کرده بود
 کلاغ با رعب و وحشت به این طرف و ان طرف می پرید
صدای قار و قار کلاغ ، کلاغهای دیگر را هم به آنجا کشاند 
از درخت بالا رفتم لانه ای در لابلای شاخهای انبوهی از خار وخاشاک و گل تعبیه شده بود تعداد شش عدد تخم خال خالی رنگی و قشنگ خود نمایی می کرد خواستم تخمها را بردارم که یهو زیر پایم خالی شد و شاخه ای بزرگ شکست 
اومدم پایین از یه طرف شاخه
صدای قار و قار کلاغی نظرم را به سویش جلب کرد 
درخت انبوه آلوچه لانه ی کلاغ را در شاخهای پر بار و برش پنهان کرده بود
 کلاغ با رعب و وحشت به این طرف و ان طرف می پرید
صدای قار و قار کلاغ ، کلاغهای دیگر را هم به آنجا کشاند 
از درخت بالا رفتم لانه ای در لابلای شاخهای انبوهی از خار وخاشاک وگل تهویه شده بود تعداد شش عدد تخم خال خالی رنگی و قشنگ خود نمایی می کرد خواستم تخمها را بردارم که یهو زیر پایم خالی شد و شاخه ای بزرگ شکست 
اومدم پایین از یه طرف شاخه
 
از خستگی غش کرده بودم، که زنگ زده میگه میخوایم بیاییم اونجا.
بهش میگم تو این وضعیت بهداشت و بیمارستان ها برای چی میخوای از یه سر دیگه کشور پاشی بیای؟
میگه یه مو از سرش کم شه اونوقت اومدنمون چه اثری داره؟ (مرسی که مریض رو سه سوت تو قبر میخوابونید!)
حالا داریم زین پس با دایه های مهربون تر از مادر... با یک کلاغ چهل کلاغ های خاله زنکی...
 
+سونوی عروق تا حالا ندیده بودم!
 
 
 
سر ظهر که یارا از کلاس نقاشی برگشت، نفس نفس زنان خودش را به درگاهی اتاقم رساند، هراسیده گفت:"مانا یه خبر بد!". نگاهش کردم و گفتم "چی شده؟". نشست لب تختم و با غصه زیرلبی گفت:
-یه کلاغ افتاده پشت در پارکینگ. نمی تونه پرواز کنه. هرچی خاله خواست کمکش کنه، نتونست بپره.
-ینی بالش شکسته؟
لب ورچید:
-نمیدونم ... نکنه؟
شانه بالا انداختم و گفتم "مریضه بیچاره. خوب میشه.". یک مرتبه با دلواپسی از جا پرید و سمت تلفن دوید:
-نکنه بابا با ماشین بیاد لهش کنه؟ باید بهش زنگ
آیا میدانستید کلاغ از تمامی پرندگان باهوش تر است؟ طوری که وقتی انسانی را با اسلحه میبیند بلافاصله فرار میکند و هنگامی که همنوع خود را میبیند که کشته شده تحقیق میکند که علت مرگ هم نوعش چه بوده تا برای خودش چنین اتفاقی نیافتد!
 
در این قسمت داستان سریال کلاغ و عکس های بازیگران سریال ترکی کلاغ را آماده کرده ایم.
عکس و بازیگران سریال کلاغ
در خلاصه داستان سریال ترکی کلاغ سیاه آمده است:
یوسف و ریفات دو دوست و همکار پلیس هستند که با همدیگر مثل برادر می مانند و در تلاش هستند که یک عملیات بزرگ برای دستگیری فروشنده مواد به نام شرف داستانی ترتیب بدهند
و شرف که خودش را در خطر دستگیری می بیند سعی می کند با رشوه دادن به این دو پلیس خودش را نجات بدهد
و ابتدا به یوسف پیشنهاد می دهد
دانلود گام به گام هفتم
گام به گام کلاغ سپید PDF

دانلود گام به گام هفتم کلاغ سپید PDF
با سلام خدمت شما دوستان عزیز در این مطلب قرار است که برای شما عزیزان دانلود گام به گام پایه و کلاس هفتم کلاغ سفید به صورت pdf را در اختیار شما عزیزان قرار بدهیم ما این مطلب را برای شما دوستان ایجاد کردیم و شما عزیزان اگر pdf و فایل این کتاب را دارید در نظرات پایین سایت برای ما بفرستید تا ما در سایت قرار بدهیم ولی متاسفانه این کتاب پولی می باشد و شما باید این کتاب را خ
دیگه دوران اینکه به بچه ها مسقیم بگیم که چی خوبه و چی بده تموم شده ، باید یکم سلیقه به خرج داد و از طریق بازی و سرگرمی مطالب رو بچه ها آموزش داد.مثلا مبحث سنگینی مثل سواد رسانه ای رو نمیشه با حرف زدن خشک و خالی به بچه ها آموزش داد. اما با یه بازی ساده میشه این مفهوم سنگین و موثر رو برای بچه ها قابل فهم کرد.
 
بازی یک کلاغ چهل کلاغ به دو شکل قابل انجام هست:
بقیه در ادامه مطلب ...
ادامه مطلب
عقاب داشت از گرسنگی می مرد و نفسهای آخرش را می کشید. کلاغ و کرکس هم مشغول خوردن لاشه ی گندیدۀ آهو بودند. جغد دانا و پیری هم بالای شاخۀ درختی به آنها خیره شده بود. کلاغ و کرکس رو به جغد کردند و گفتند این عقاب احمق را می بینی بخاطر غرور احمقانه اش دارد جان می دهد؟ 
ادامه مطلب
پایه ی هفتم-کلاغ  -درس سوم – صفحه ی ۴۲
انشا با موضوع کلاغ
مقدمه:ما در دنیا حیواناتی داریم که هرکدام نشانه  و نمایانگر یک موضوع است که از گذشتگان دور با آن شناخته و معروف شده است.
تنه ی انشا:از زمانی که به یاد داریم همیشه گفته اند شیر سلطان جنگل است،پرنده ی هما نشانه ی خوشبختی است و مار نشانه ی دشمنی و کلاغ نشانه ی بد شگومی است.کلاغ در اسطوره  های قدیمی و گذشته ی ما پرنده ایی مقدس به شمار می رفته اما با مرور زمان این عقیده تعقیر پیدا کرد و کلاغ را
سلام
الان ساعت ۰۰:۱۸ بامداد هست!
نمیدونم چقدر به تایم ابراز وجود هر پرنده دقت کردید ( منظورم تایمی هست که سر و صدا میکنن)
مثلا من دقت کردم خروس ها صبح خیییلی خییلی زود و بعد از اون حدودای ۱۰ صبح قوقولی میکنن
یاکریم ها حدودای۶_ ۷ صبح که آفتاب میزنه تو تخم چشم آدم و حرص آدمو در میاره بق بقو میکنن
و کلاغ ها وقتی صداشون در میاد که نماز صبح قضا شده یا داره دیگه قضا میشه کم کم 
و....
الان تو این موقع شب یه دسته کلاغ اطراف خونمون خیییلی قارقار میکردن
خیلی
سلام
الان ساعت ۰۰:۱۸ بامداد هست!
نمیدونم چقدر به تایم ابراز وجود هر پرنده دقت کردید ( منظورم تایمی هست که سر و صدا میکنن)
مثلا من دقت کردم خروس ها صبح خیییلی خییلی زود و بعد از اون حدودای ۱۰ صبح قوقولی میکنن
یاکریم ها حدودای۶_ ۷ صبح که آفتاب میزنه تو تخم چشم آدم و حرص آدمو در میاره بق بقو میکنن
و کلاغ ها وقتی صداشون در نیاد که نماز صبح قضا شده یا داره دیگه قضا میشه کم کم 
و....
الان تو این موقع شب یه دسته کلاغ اطراف خونمون خیییلی قارقار میکردن
خیلی
یک روز کلاغ کوچولو روی شاخه‌ی درختی نشسته بود که یک‌دفعه دید کلاغ خال‌خالی ناراحت روی شاخه‌ی یک درخت دیگر نشسته است. کلاغ کوچولو پر زد و رفت پهلویش و پرسید: «چی شده خال‌خالی جون؟ چرا این‌قدر ناراحتی؟» خال‌خالی با ناراحتی سرش را تکان داد و گفت:« آخه دوست خوبم، من یادم رفته به مامانم بگم منو ببره سلمونی کلاغ‌ها و پرهامو مرتب و کوتاه کنه. مامانم چندبار گفت: خال‌خالی، بیا پنجه‌هاتو تمیز کنم، اما من‌که داشتم پروانه‌ها را تماشا می‌کردم، گ
برندون : "شما کلاغ سه چشم هستید؟"
 - "یک کلاغ ؟ زمانی بودم پر سیاه و خون سیاه! من خیلی چیز ها بودم برن. حالا اینی هستم که میبینی و درک میکنی جرا نمی تونستم به دیدار تو بیام... البته به جز رویاهات. من مدت ها تو رو زیرنظر داشتم. تو رو با هزار چشم و یک چشم تماشا کردم.تولدت رو دیدم و تولد پدرانت رو که پیش از تو زندگی میکردن. دیدم و چطور اولین قدمت رو برداشتی. نخستین کلمه ای رو که به زبان آوردی شنیدم. بخشی از اولین رویایی بودم که دیدی . وقتی سقوط کردی داشتم ن
دانلود فیلم کلاغ پر
دانلود فیلم ایرانی کلاغ پر با لینک مستقیم و کیفیت عالی (اچ دی)
شما عزیزان میتوانید فیلم کلاغ پر را از رسانه مجاز تب مووی با سرعت بالا دریافت نمایید.
کارگردان : شهرام شاه حسینی
نویسنده : حسن انصاریان
تهیه کننده : عبدالله علیخانی , محمدحسین فرح بخش
ژانر : اجتماعی
مدت زمان فیلم : ۸۳ دقیقه
نمونه کیفیت : کلیک کنید
بازیگران : محمدرضا گلزار , مهناز افشار , اکبر عبدی , بهنوش طباطبایی , حسام نواب صفوی , مریم سعادت , شیوا خنیاگر , رحمان مق
خیلی کار ناشایستی است که ما، انسان های اطرافمان را از ظاهرشان مورد قضاوت قرار بدیم.
گاهی اوقات کلاغ خیلی رو سفید تر از کبوتر ظاهر میشود ولی بخاطر رنگ و ظاهر نه چندان زیبایش! محکوم به تنفر است...
به هر حال ظلم، ظلم است چه در حق یک سفید پوست و چه درحق یک سیاه پوست. چه سیاهانی همچون جَون بن حُوی که در رکاب حسین(علیه السلام)به اعلی علیین پیوستند و رستگار شدند و چه سفیدانی همچون شمر ها و یزید های دیروز و امروز که به درک اسفل السافلین واصل شدند.
پس فریب
امیر، از اون دسته پسرهای کم سنِ به شدت جذابه - حداقل برای من -. از اون دسته پسرهایی که چخوف و هدایت می خونند با صدای دورگه و خسته، و امان از صداش، امان. تا نیمه شب، می شه باهاش درباره ی شعر و کتاب و س.کس حرف زد، بدون ذره ایی حس بد. می تونی درباره ی هر اتفاقی باهاش صحبت کنی، بدون این که قضاوتت کنه، شماتت کنه و کلاغِ یک کلاغ و چهل کلاغ بشه. دوستش دارم، موهای پریشون و حلقه حلقه ی خرماییش رو دوست دارم، از این که سایزها و سانتی مترها از من بزرگ تره و حس غر
این دانشجوها کی میخوان دست از این اسباب بازی درست کردناشون بردارن؟؟!!
بابا یه ایده جدیدی!..یه حرکتی!...
مثلا چی میشه بجای اینکه جاروبرقی مامانشون رو که خراب شده به یه ربات معمولی تبدیل کنن، رو هوش مصنوعی کلاغ و جلبک کار کنن؟!
یا رو نورونهای کلاغ نر کار کنن اونا رو یکم باهوش تر کنن که نوک نزنن به سر دانشجوهای بدبخت!
یا مثلا رو مغز گربه های کوچه و خیابون کار کنن وقتی از کنار آدم رد میشن لبخند بزنن و سلام و خسته نباشید بگن!
و کلی کارهای دیگه..
یادم می‌آید بچه که بودم یک بار تلویزیون یک فیلم سینمایی پخش کرد برای بچه‌ها...
ماجرای عروسکی بود با چشم‌های دکمه‌ای که دست و پایش با چند نخ نامرئی وصل بود به دو تا چوب کهنه.
یک پیرمرد چهل سال هر روز کنار خیابان اصلی شهر می‌ایستاد و عروسک را با همان دو تا چوب می‌رقصاند و پول می‌گرفت.
اسم عروسک یادم نیست. یک چیزی بود شبیه به ریکو مثلا.
این وسط ریکو با یک کلاغ پکیده هم رفیق بود و شب‌ها که پیرمرد خواب بود، با هم اختلاط می‌کردند.
ریکو یک بار از کل
۱. کتاب قصه های امیرعلی ۱و۲ رو خوندم و کلی خندیدم باهاشون .. یکم بضی صفت دادناش بعد از یه مدت تکراری ممکنه بشه اگه مث من پشت هم بخونی .. ولی در کل خنده دار و حال خوب کنه 
۲. شاهد کشتی دو تا کلاغ احتمالا نر بودم سر اینکه کی رئیس بشه و بقیه ام مث فیلم گلادیاتورا اون دور واساده بودن با قار قار تشویق میکردن
۳. فلافل مامان پز + زرشک پلو با مرغ غرق تو آب مرغ
•. یه روزی آقـــای کـــلاغ،
یا به قول بعضیا جناب زاغ
•. رو دوچرخه پا می‌زد،
رد شدش از دم باغ
•. پای یک درخت رسید،
صدای خوبی شنید
•. نگاهی کرد به بالا،
صاحب اون صدا رو دید
W•. یه قناری بود قشنگ،
بال و پر، پر آب و رنگ
•. وقتی جیک جیکو می‌کرد،
آب می‌کردش دل سنگ
• قلب زاغ تکونی خورد،
قناری عقلشو برد
•. توی فکر قناری،
تا دو روز غذا نخورد
•. روز سوم کلاغه،
رفتش پیش قناری
•. گفتش عزیزم سلام،
اومدم خواستگاری!
• نگاهی کرد قناری،
بالا و پایین، راست و چپ
دلم دویدن می خواست. می خواستم آن قدر بدوم تا دیر نرسم به قطاری که می خواست راه بیفتد. آن قدر که پاهایم کم بیاورند. کفش پشت پایم را بزند. به نفس نفس بیفتم. باد بر صورتم بکوبد. دلم می خواست آن قدر بدوم که از شهر، آدم هایش، گذشته ام، تمام سایه ها و حتا کلاغ ها دور شوم...
تقریبا یکی دو ماه پیش بود که تو آزمایشگاه داشتم مقاله میخوندم که صداهای عجیبی توجه منو بخودش جلب کرد!
اول اهمیتی نمیدادم
بعد که بیشتر دقت کردم متوجه شدم صدا شبیه جیغ خانمهاست!
بازم اهمیت ندادم..گفتم حتما دخترای دانشگاهمون دارن با دوستاشون شوخی میکنن و میخندن!
یکم که گذشت جیغها بنفش تر شد و دسی بل صدا بیشتر! صدای جیغ و داد پسرا هم شنیده میشد!
پنجره آزمایشگاه رو کنار زدم و متوجه شدم دقیقا خیابون پشت آزمایشگاه ما شده قلمرو کلاغ ها!
هر بنی بشری که
دیگه دوران اینکه به بچه ها مسقیم بگیم که چی خوبه و چی بده تموم شده ، باید یکم سلیقه به خرج داد و از طریق بازی و سرگرمی مطالب رو بچه ها آموزش داد.مثلا مبحث سنگینی مثل سواد رسانه ای رو نمیشه با حرف زدن خشک و خالی به بچه ها آموزش داد. اما با یه بازی ساده میشه این مفهوم سنگین و موثر رو برای بچه ها قابل فهم کرد.
 
بازی یک کلاغ چهل کلاغ به دو شکل قابل انجام هست:
روش اول: بچه ها دوتا صف تشکیل میدن و مرتب و منظم پشت سر هم قرار میگیرن.
قانون بازی اینه که همه ب
یکی بود یکی نبود ،  قصه کلاغ مهربان از این قراره که یه روز خانوم کلاغه از لونه اش اومد بیرون تا برای بچه هاش غذا پیدا کنه.همینجوری که داشت پرواز میکرد یه کرمو دید که روی علفا راه میرفت.خیلی خوشحال شد که یه غذای خوب برای جوجه کلاغاش پیدا کرده. رفتو کرم رو با نوکش از روی زمین بلند کرد.کرم کوچولو با ناراحتی به خانوم کلاغه گفت: “خانوم کلاغه، مادر من مریضه. اومدم براش غذا پیدا کنم. اگه براش غذا نبرم اون از گرسنگی از بین میره ”سنجابه هم که داشت از اون
وارد مدرسه شدم.
و حالا وارد سالن... .
بچه ها داشتن کلاغ پر بازی می کردند!!!
گفتم سلام ...
خلاصه بعد سلام، پتو آوردند!
ما رو انداختند رو پتو. انداختن بالا چند بار!
یادمه قشنگ که گفتند برو تا بخوری به سقف!
منم زرنگی کردم و هر وقت نزدیک سقف می شدم پاهامو بلند می کردم تا با کله نرم تو سقف!
در استان همدان مابین تویسرکان و همدان کوه الوند با ارتفاع 3450 متر و کوه کلاغ لان با ارتفاع 3350 متر قرار دارند، الوند از طریق گردنه شمال غربی به قله کلاغ لان، از جنوب غربی به دره کیوارستان و چهار قله منتهی می‌شود.
برای صعود به قلل از همدان، از میان باغ‌های عباس‌آباد به‌طرف آبشار گنجنامه رفته، مسیر مشخص‌شده را از گنجنامه با دور زدن تپه‌ای بلند به سمت شمال ادامه دهید. در زیر پناهگاهِ میدانِ میشان، آبشار دوم قرارگرفته، مسیر پس از مدت‌زمانی
هوا تاریک میشود و پشت پنجره ی خیال مینشینم 
نگاهم به انتهای خیابان دوخته میشود...
خالی!
پوچ!
همانند وجودم!
سکوت عمیقی بر همه جا حاکم است...
اما صدای کلاغ های پارک رو به رو... 
چقدر همه چیز بی معنا...
چقدر همه چیز غم‌انگیز...
سردرد امانم را برید...
در عمق این تاریکی گم شدم... 
صدایی در من گفت: «...»
 کلاغ کودن
روزی روزگاری کلاغی بر سر بامی نشسته بود و قارقار می کرد. در بین قارقار،
صدای قار و قور شکمش را شنید. از بالای بام برای رفع گرسنگی نگاهی به حیاط خانه
همسایه انداخت. در حیاط، زنی مشغول شستن رخت چرک بود. کلاغ جستی زد. او پروازکنان
منتظر بود تا حواس زن همسایه پرت شود به امید اینکه بتواند صابون او را بدزدد. در
همین هنگام، تلفن خانه به صدا در آمد. کلاغ گفت: این بهترین فرصت است تا او به
خانه برود و تلفن را جواب بدهد، من صابون به منقار خواهم گر
تحمل آدم ها رو ندارم. اصلا دوست ندارم توی منظره ی جلوی چشمم آدمی باشه. میخوام تا جایی که چشم کار میکنه فقط درخت و خاک و آسمون ببینم. حتی قارقار کلاغ رو هم به همصحبتی با بشر دوپا ترجیح میدم. کاش فردا چشم باز می کردم و می دیدم توی یک جزیره ی دورافتاده ی نامکشوف هستم.
یکی بود یکی نبود . در یک روز آفتابی آقا کلاغه یک قالب پنیر دید ، زود اومد و اونو با نوکش برداشت ،پرواز کرد و روی درختی نشست تا آسوده ، پنیرشو بخوره .
 
 
روباه که مواظب کلاغ بود ، پیش خودش فکر کرد کاری کند تا قالب پنیررا بدست بیاورد . روباه نزدیک درختی که آقاکلاغه نشسته بود ، رفت و شروع به تعریف از آقا کلاغه کرد : "
 
به به چه بال و پر زیبا و خوش رنگی داری ، پر و بال سیاه رنگ تو در دنیا بی نظیر است .
عجب سر و دم قشنگی داری و چه پاهای زیبائی داری ،‌ حیف ک
گلدان ها میگویند: قارقار
و کلاغ ها بوی خوش میدهند. 
چیزی در این دنیا اشتباه است. تو دیگر با نوازش های من آرام نمیشوی، دیگر بهانه خنده هایم را نمیگیری. برای تو، برای چشمهایت، برای ما که اینهمه تنها شده ایم، چیزی اشتباه بوده است...
 
 
 
✅کلاغی که مامور خدا بود.
آقای شیخ حسین انصاریان می‌فرمود: 
یه روز جمعه با دوستان رفتیم کوهدوستان یه آبگوشت و چای روی هیزم درست کردن، سفره ناهار چیده شد.ماست، سبزی، نوشابه، نون دوتا از دوستان رفتن دیگ آبگوشتی رو بیارن که...یه کلاغی از راه رسید رو سر این دیگ و یه فضله‌ای انداخت تو دیگ آبگوشتی!دل همه رو برد حالا هر که دلش میشه بخوره
گفت اون روز اردو برای ما شد زهر مارخیلی بهمون سخت گذشتتو کوه، گشنههمه ماست و سبزی خوردیمکسی هم نوشابه نخورد
خی
شنیده‌ین می‌گن کلاغا همیشه دارن پی اشیای براق می‌گردن ببرن تو لونه‌شون؟ هر چیز براقی! قاشق، شیشه‌، انگشتر، زیپ. بعضی از آدما هم توی زندگی مَجازیشون کلاغن! یه عالمه کانال و گروهو و آدمو دنبال می‌کنن و همیشه چندصدهزارتا پیام نخونده دارن. بعضی از کانالا رو حتی نمی‌رسن ماهی یک‌بارم نگاه کنن. اما شما بگو اگه یک بار به مخیله‌شون خطور کرده باشه که بخوان از این گروها و کانالای بلااستفاده بیان بیرون. صندوق ورودی ایمیلشون به‌خاطر این‌که آدرسش
ماهی های رنگارنگ
تو حوض خونه ی ماماهیای رنگارنگبالا و پایین میرنبا پولکای قشنگدنبال هم میگردنهمو صدا میکننبا چشمون نازشونهمو نگاه می کنندنبال هم می گردنهمو صدا می کننکلاغه تا میبینهکنار حوض میشینهمیخواد ماهی بگیرهماهیا قایم میشن به زیر آب ها میرنکلاغ شیطون میشه زار و پریشون
امروز میتونست یه روز قشنگ دیگه باشه. با افتاب بیجونی که از پنجره ها روی فرش میفته و صدای کلاغ ها روی چنارهای بی برگ، یه روز ساکن ساده ی دوست داشتنی.
ولی امروز پر از تنشه. لرزش مولکول های هوا حس میشه و قلب ها تند میزنن. چون ممکنه خیلی زود این روز ساکن به اتیش کشیده بشه و ما به خاطر تصمیم هایی که بقیه تو جاهای دیگه ی دنیا میگیرن بی گناه بسوزیم.
#من_از_جنگ_وحشت_دارم
از بس که دور مانده‌ام از یاس و صبح و باغ 
تن داده‌ام به قار و به قورِ کبودِ زاغ 
شاهینْ به شانه‌های دلم تُک نمی‌زند
تعظیم می‌کنم به مترسک به هر کلاغ
سبزینه‌های مزرعه سهمِ ملخ شدند 
خاموش شد اُجاق و چه سردست این اتاق!
این درّه‌ها ندا به کسی پس نمی‌دهند 
شیون بس است و ناله در این غارِ بی چراغ 
عمری، اسیرِ سفسطه و زور و زر شدم
آخر چقدر جُغد شنیدن از این نفاق؟!
از اغتشاشِ ذاتیِ این شهرِ کور و کر 
باید پناه بُرد به شعر و به چای داغ  
محمد حسین اف
دانلود قسمت نهم سریال کوزگون

آنچه در قسمت نهم سریال Kuzgun خواهید دید...
DOWNLOAD E1
دانلود قسمت 9 کلاغ سیاه زبان اصلی HQ480P
DOWNLOAD
دانلود قسمت 9 کلاغ سیاه زبان اصلی HD720P
DOWNLOAD
دانلود قسمت 9 کلاغ سیاه زیرنویس چسبیده HQ480P
DOWNLOAD
دانلود قسمت 9 کلاغ سیاه زیرنویس چسبیده HD720P
DOWNLOAD 
قدیم ­ها...
یک کلاغ سیاهِ بیکار و خبرچین
روی دیوار حیاط ما می ­نشست
و اخبارِ کارها و حرف ­های مرا ریزبه ریز به مربیِ مهدکودکم گزارش می­ داد
اما حالا...
زمانه دگرگون شده،
تکنولوژی پیشرفت کرده،
 ساختارهای زیادی درهم شکسته
 و حریم ­های زیادی جابجا شده
 گویا کلاغ­ ها هم مثل گذشته بیکار نیستند که زاغ سیاه این و آن را چوب بزنند.
دیشب دخترم می­گفت: معلم پیش ­دبستانی ما یک «دوربین» داره
پرسیدم: با اون عکس می­ گیره؟
گفت: نه!!! با اون می­تونه من­ رو تماش
همه این شباهت ها ...
همه این تله پاتی ها ..
به قول مامان همه این هاپو شدن های یهویی 
همه این غصه تراشیدنای مشترک ...
همه این اشکای دم مشک ...
همه این بی حوصله بودن حتی برا حرف زدن و حتی تر برا نفس کشیدن هامون ....اتفاقیه!
آره ...
اینکه من این سر دنیا و تو اون سر دنیا ...تو یه حالیم ..._و نپرس از کجا میدونم حالتو که به قول یکی کلاغ ها همه جای دنیا پرواز میکنند ..._
همش تصادفیه ...
نشونه هیچی نیس ...
مگه نه؟
دلم به هیچی خوش نمیشه ...
قول میدم !
....
بی مخاطب ترین متن مخاط
خاطرات اردو جهادی شهریور نود و هشت: (شماره سه)
وارد مدرسه شدم.
و حالا وارد سالن... .
بچه ها داشتن کلاغ پر بازی می کردند!!!
گفتم سلام ...
خلاصه بعد سلام، پتو آوردند!
ما رو انداختند رو پتو. انداختن بالا چند بار!
یادمه قشنگ که گفتند برو تا بخوری به سقف!
منم زرنگی کردم و هر وقت نزدیک سقف می شدم پاهامو بلند می کردم تا با کله نرم تو سقف!
خاطرات اردو جهادی شهریور نود و هشت: (شماره دو)
وارد مدرسه شدم.
و حالا وارد سالن... .
بچه ها داشتن کلاغ پر بازی می کردند!!!
گفتم سلام ...
خلاصه بعد سلام، پتو آوردند!
ما رو انداختند رو پتو. انداختن بالا چند بار!
یادمه قشنگ که گفتند برو تا بخوری به سقف!
منم زرنگی کردم و هر وقت نزدیک سقف می شدم پاهامو بلند می کردم تا با کله نرم تو سقف!
قدیم ­ها...
یک کلاغ سیاهِ بیکار و خبرچین
روی دیوار حیاط ما می­ نشست
و اخبارِ کارها و حرف­ های مرا ریزبه ریز به مربیِ مهدکودکم گزارش می­ داد
اما حالا...
زمانه دگرگون شده،
تکنولوژی پیشرفت کرده،
 ساختارهای زیادی درهم شکسته
 و حریم ­های زیادی جابجا شده
 گویا کلاغ ­ها هم مثل گذشته بیکار نیستند که زاغ سیاه این و آن را چوب بزنند.
دیشب دخترم می­ گفت: معلم پیش ­دبستانی ما یک «دوربین» داره
پرسیدم: با اون عکس می­ گیره؟
گفت: نه!!! با اون می­تونه من ­رو تماش
۱. رفتم پارک .. آقای منبع غذای پیشولا اومد .. یه عالمه گربه و کلاغ دهن باز اومدن .. پیشول پشمالو بود پیشول بداخلاق بود یه پیشول نر ـم بود ولی انق سفید و با ناز و ملوس بود که نگو:دی + با آراد دوس شدم .. همیجو با مامان و داداشش سر گربه ها صبت کردیم برا اولین بار بود این بچه رو میدیدم .. بم گف مگه نگفتم از خونه خوراکی بیاری برام؟ :دی من؟شیب؟تو؟:دی
۲. لازانیای پر پنیــــــــر خوشمزه تپل همه چی تموم:دی
۳. سریال hyde jekyll me ـو تموم کردم .. جزو سریالای خیلی خوبی بو
دانلود قسمت ششم سریال کوزگون

آنچه در قسمت ششم سریال Kuzgun خواهید دید...
DOWNLOAD E1
دانلود قسمت 6 کلاغ سیاه زبان اصلی HQ480P
DOWNLOAD
دانلود قسمت 6 کلاغ سیاه زبان اصلی HD720P
DOWNLOAD
دانلود قسمت 6 کلاغ سیاه زیرنویس چسبیده HQ480P
DOWNLOAD
دانلود قسمت 6 کلاغ سیاه زیرنویس چسبیده HD720P
DOWNLOAD
**********
دانلود قسمت هشتم سریال کوزگون

آنچه در قسمت هشتم سریال Kuzgun خواهید دید...
DOWNLOAD E1
دانلود قسمت 8 کلاغ سیاه زبان اصلی HQ480P
DOWNLOAD
دانلود قسمت 8 کلاغ سیاه زبان اصلی HD720P
DOWNLOAD
دانلود قسمت 8 کلاغ سیاه زیرنویس چسبیده HQ480P
DOWNLOAD
دانلود قسمت 8 کلاغ سیاه زیرنویس چسبیده HD720P
DOWNLOAD
بدنم توان بلند شدن ندارد
در هیاهوی باد که
بی رحمانه مانند شلاق 
بر بدنم فرود می آید
و با موهای مثل شبم
در هوا می رقصد
قلبم نمی تپد و
دستانم سرد است
چشمان بی روحم
ماتِ درختی است
که با تکبر چشمانم
را آینه کرده است
ابر های سیه
آسمان شب را
تاریک تر کرده است
و در این سیاهی شب
کوها بر پیکر سردم
سایه انداخته اند
چشمان پر التماسم
به ماه خیره است 
که مرا در آغوش گیرد
و صدای کلاغ ها
کابوس را برایم
جهنم کرده است
نفرات برتر کنکور اعلام شدند؟ الان وقت این است که این نفرات برتر، از قلم چی پول بگیرند و بگویند آزمون هایش را شرکت می کرده اند. از گزینه دو هم. و بعد بگویند فقط کتاب های گاج را می خوانده اند. و فقط خیلی سبز و کلاغ سفید و پرتقال خونی هم! البته همه ی اینها بعد از این است که به سفارش صدا و سیما گفته اند هیچ آزمونی شرکت نکرده اند و هیچ کتاب کمک درسی نخوانده اند، الا نص اتم و اکمل کتب درسی رسمی!
از اذان مغرب چادر نماز رو برداشتم 
اول تو هال جلو پنکه گرم و سرد میشدم 
اومدم رو بهارخواب و یهو عرق داشتم سردم شد 
خلاصه که یک ساعت سی یا چهل از اذان گذشته و نخوندم 
حالشو ندارم 
حال کلاغ پر کردن جلوی خدایی که اصلا براش مهم نیستم و هیچ صدایی هم از طرفش نمیاد 
حداقل اینجا که چیزی می نویسم چهارتا حرف می بینم در جوابش 
اما از دیوار صدا درمیاد از خدا...
هی باید تازه بترسم که از خدا صدا در نیاد! چون هیچوقت صدای مهربون نیست :| 
بدنم توان بلند شدن ندارد
در هیاهوی باد که
بی رحمانه مانند شلاق 
بر بدنم فرود می آید
و با موهای مثل شبم
در هوا می رقصد
قلبم نمی تپد و
دستانم سرد است
چشمان بی روحم
ماتِ درختی است
که با تکبر چشمانم
را آینه کرده است
ابر های سیه
آسمان شب را
تاریک تر کرده است
و در این سیاهی شب
کوها بر پیکر سردم
سایه انداخته اند
چشمان پر التماسم
به ماه خیره است 
که مرا در آغوش گیرد
و صدای کلاغ ها
کابوس را برایم
جهنم کرده است
 
یکتا فاطمی
دانلود قسمت سوم سریال کوزگون

آنچه در قسمت سوم سریال Kuzgun خواهید دید...
DOWNLOAD E1
DOWNLOAD E2
دانلود قسمت 3 کلاغ سیاه زبان اصلی HQ480P
DOWNLOAD
دانلود قسمت 3 کلاغ سیاه زبان اصلی HD720P
DOWNLOAD
دانلود قسمت 3 کلاغ سیاه زیرنویس چسبیده HQ480P
DOWNLOAD
دانلود قسمت 3 کلاغ سیاه زیرنویس چسبیده HD720P
DOWNLOAD
**********
 ❆ #باغ:سکوت قناری در این باغاز قیر و قار کلاغ نیستدیر زمانی است دیگردرخت ها را ایستادهسر می‌زنند در باغ ❆ #خیال:خیال توسالهاستبی خیال من شده است ❆ #درد:نبودنت دردی استبی امانتا نیایی تسکین نیابداین درد #سعید_فلاحی (زانا کوردستانی)#شعر_سپکو@ZanaKORDistani63سپکوسرای میخانهکانال شعرهای سپکو(سپید کوتاه) سعید فلاحی(زانا کوردستانی)https://t.me/sepkomikhanehhttps://www.instagram.com/zanakordistani?r=nametaghttp://mikhanehkolop3.blogfa.com
دانلود قسمت پنجم سریال کوزگون

آنچه در قسمت پنجم سریال Kuzgun خواهید دید...
DOWNLOAD E1
DOWNLOAD E2
دانلود قسمت 5 کلاغ سیاه زبان اصلی HQ480P
DOWNLOAD
دانلود قسمت 5 کلاغ سیاه زبان اصلی HD720P
DOWNLOAD
دانلود قسمت 5 کلاغ سیاه زیرنویس چسبیده HQ480P
DOWNLOAD
دانلود قسمت 5 کلاغ سیاه زیرنویس چسبیده HD720P
DOWNLOAD
**********
هیئت دل روضه ی گلهای باغختم خزان مجلس آقای باغخشّ و خشِ برگ و صدای زمینزمزمه از شِکوه ی فردای باغگردنه ها در شب و ابر سیاهتابلوی نقّاشی یلدای باغکشف حجاب همه ی شاخه هالُختی اندام دلارای باغآمدن قاصد پیغام برفقارِ کلاغ و ننه سرمای باغکشت همه حاصل بی حاصلیپوچی مطلق شده رویای باغبلبل شوریده امیدش ، رسدبوی بهاران و تماشای باغ می رسد از ره خبر خوش ، تمامدوره ی برف و یخ و سرمای باغ.               احمد یزدانی.
بی تو...
گیرم که آفتاب بر آید
و از لقاح با افق
در سایه روشن سحر، صبح را بزاید
مرا چه سود!؟
بی تو همه روزهایم 
تاریک است.

باران چشمانم:
چتر چکارم می آید!؟
وقتی که باران
از چشمانم می بارد!!!

سیل:
باران که از نگاهت بارید
تمامِ خاطراتم را
سیل برد

تنهایی مترسک:
کلاغ از مزرعه رفت
و گونه های مترسک
از اشک تنهایی خیس شد

تنهایی اتاق:
چشمهایم در قاب پنجره
هر روز خیره می ماند
به انتهای کوچه
- دلم آمدنت را گواهی میدهد!
اتاق این را می گوید!!!
سعید فلاحی (زانا کور
دانلود قسمت دوم سریال کوزگون

آنچه در قسمت دوم سریال Kuzgun خواهید دید...
DOWNLOAD E1
DOWNLOAD E2
DOWNLOAD E3
دانلود قسمت 2 کلاغ سیاه زبان اصلی HQ480P
DOWNLOAD
دانلود قسمت 2 کلاغ سیاه زبان اصلی HD720P
DOWNLOAD
دانلود قسمت 2 کلاغ سیاه زیرنویس چسبیده HQ480P
DOWNLOAD
دانلود قسمت 2 کلاغ سیاه زیرنویس چسبیده HD720P
DOWNLOAD
**********
تابستان بود و در پارک تعداد کلاغ‌ها از آدم‌ها بیشتر... 
باد گرمی می‌آمد و روسری آبی کمرنگم را بازی میداد. همه چیز   آنقدر در نظر نزدیک می‌آمد که گویی دراز کردن دستمان کافیست برای قاپیدن رویاها... 
عکس آن روز را در آلبوم دارم، چیری که فرق کرده نه منم، نه تو نه شوق رویاهای بزرگی که قلبمان را از خواستن مچاله میکند، چیزی که عوض شده سنِ چشمانمان است...  از گذراندن واحدهایی سخت که خلاصه‌اش شده "عنوان"
در این مسابقه، در حقیقت میزان دقت و قدرت تمرکز شرکت کنندگان بر مطالب گفته شده را به چالش می‌کشیم. 
شیوه‌ی اجرا: به این صورت است که مجری، متن آماده شده را می‌خواند و از هریک از شرکت کنندگان می‌خواهد پس از شنیدن کلمه‌ی خاصی، صدای مشخصی را تولید کنند. برای مثال، از یکی از شرکت کنندگان می‌خواهد پس از شنیدن کلمه‌ی قطار، خمیازه بکشد یا قار قار کند!!!
در این‌جا یک نمونه از همین مسابقه را برای استفاده قرار داده‌ام. در این نمونه ما 4 شرکت کننده دار
دانلود قسمت اول سریال کوزگون

تیزر و پیش نمایش اول سریال کوزگون
DOWNLOAD
تیزر و پیش نمایش دوم سریال کوزگون
DOWNLOAD
تیزر و پیش نمایش سوم سریال کوزگون
DOWNLOAD
**********
دانلود قسمت 1 کلاغ سیاه زبان اصلی HQ480P
DOWNLOAD
دانلود قسمت 1 کلاغ سیاه زبان اصلی HD720P
DOWNLOAD
دانلود قسمت 1 کلاغ سیاه زیرنویس چسبیده HQ480P
DOWNLOAD
دانلود قسمت 1 کلاغ سیاه زیرنویس چسبیده HD720P
DOWNLOAD
سنجاب پیش خودش فکر می‌کرد که کارهای زیادی دارد که باید انجام بدهد. مثلا قایم‌کردن فندق‌ها در زیرزمین‌ها و چال کردن آن‌ها برای روز مبادا. حوصله‌اش را نداشت. می‌خواست زیر آفتاب بنشنید و به آواز پرندگان گوش بدهد و از صدای رود لذت ببرد. از طرفی فکر می‌کرد که دلش می‌خواهد ساختمان بهتری برای خانه‌اش بسازد و فکری بکند که چطور نور آفتاب را بیشتر به خانه‌اش هدایت کند اما حوصله‌‌ی این کارهای فکری را هم نداشت.
سنجاب گاهی‌اوقات فکر می‌کرد که وق
متاسفانه مرورگر شما، قابیلت پخش فایل های صوتی تصویری را در قالب HTML5 دارا نمی باشد. توصیه ما به شما استفاده از مروگرهای رایج و بروزرسانی آن به آخرین نسخه می باشد با این حال ممکن است مرورگرتان توسط پلاگین خود قابلیت پخش این فایل را برای تان فراهم آورد.

دریافتمدت زمان: 2 دقیقه 32 ثانیه
حتما تماشا کنید
بسیار زیبا
هجوم کلاغ هابه گل یاس
#بدبخت مردم مدینه
کتاب های آموزشی کنکوری به صورت pdf فقط ۵۰۰۰ت
 
برای دریافت روی لینک زیر کلیک کنید در تلگرام به ادمین درخواست بدید
T.me//moohammadrezaa19
 
#مهروماه #گاج #خیلی_سبز #کلاغ_سپید #کانون_قلمچی  #گل_واژه
کتابکار های کنکوری مختلف و مختلط
 عبارت های طلایی لقمه طلایی زیست مهر و ماه نظام جدید
 عربی واژگان لقمه طلایی مهر و ماه
 زیست ترکیبی لقمه طلایی مهر و ماه
 زیست جانوری لقمه طلایی مهر و ماه
 دینی جامع گاج نظام جدید
 گرامر زبان لقمه طلایی مهر و ماه
شیمی جامع
تمام ما مترسک ها
لباس کهنه میپوشیم
و از فضل جهان گاهی
دو پیکی باده مینوشیم
 
تمام ما مترسک ها
شبیه جانور هستیم
درون مزرعهٔ هامان
فقط دل را به خود بستیم
 
از آن سو باد می آید
شبیه راز می آید
منم میلرزم و گاهی
صدای ساز می آید
 
دمی شاد و دمی نالان
دمی رازی قرنطینه
ولی نه ، مال آدم هاست
اینگونه غم و کینه
 
تمام ما مترسک ها
به شادی دل نمی بندیم
دو چشم مبتلا داریم
و هرگز ما نمی خندیم
 
پر و بال سیه دارد
همان که بیگدار اینجا
نترسد آخر قصه
کلاغ داستان ما
 
اولین صبح بیست و سه سالگی شبیه یک ساحل مه گرفته بود... شبیه یک قایق کاغذی کوچک که بر فراز سنگی بزرگ در اسکله این‌پا و آن‌پا می‌کرد... شبیه یک میز فلزی در مغازه‌ی آش فروشیِ آن سر شهر که بوی پیاز داغ مانده به جانش تنیده بود... شبیه آدامس سبز نعنایی پاخورده و چسبیده به آسفالت خیابان... شبیه چرت عصرانه‌ی یک جاشو در قُماره‌ی لنجی بر آب‌های دور... شبیه کلاغ‌های پیرِ سرمازده‌ی روی سیم های تلفن که بی‌صدا به توقف اتوبوس‌های شهرداری نگاه می‌کردند... ا
دانلود قسمت اول سریال کوزگون

تیزر و پیش نمایش اول سریال کوزگون
DOWNLOAD
تیزر و پیش نمایش دوم سریال کوزگون
DOWNLOAD
تیزر و پیش نمایش سوم سریال کوزگون
DOWNLOAD
**********
دانلود قسمت 1 کلاغ سیاه زبان اصلی HQ480P
DOWNLOAD
دانلود قسمت 1 کلاغ سیاه زبان اصلی HD720P
DOWNLOAD
دانلود قسمت 1 کلاغ سیاه زیرنویس چسبیده HQ480P
DOWNLOAD
دانلود قسمت 1 کلاغ سیاه زیرنویس چسبیده HD720P
DOWNLOAD
**********
 
اخلاق فقط  تو خوب حرف زدن و بیان کردن خلاصه نمیشه !
بلکه اخلاق تو غیبت نکردن دیگران ، تهمت نزدن به دیگران ، بدگویی نکردن ، 
حسادت نکردن به دیگران و پشت دیگران حرف نزدن 
فضولی نکردن و سرک نکشیدن تو کارای دیگران ؛ یک کلاغ چهل کلاغ نکردن عملی  هم معنی میده !!
شاید بقول بعضی ها من خوب نتونم حرف بزنم و گاهاً خشنم و بداخلاق
 شاید بقول اونا من ادب و اخلاق ندارم !
ولی از خودم  مطمئنم حتی اگر از کسی بدم بیاد و ازش متنفر باشم نمیام پشت سرش بد بگم و ازش انت
* نقاش معروف زمان شاه عباس ( رضا عباسی) است ، که صاحب مکتب خاصی می باشد .اگر چه رضا عباسی مینیاتور کار هم بوده است ، اما شهرت او به دلیل پرتره ها و نقاشی های بزرگی است ، که با شباهت زیاد به مدل و طبیعت شکل گرفته اند. 
* رضا عباسی در ترسیم خطوط منحنی و طرح قوی و عمیق ، استاد است .استادی او به ویژه در نمایاندن موی سر و ریش جلب نظر می کند .از آثار او می توان تصاویر درویشان و جوانان و زائران را نام برد.
* در مینیاتورهای اوایل دوره ی صفوی ، عمامه ها دور کلاغ
یکی بود یکی نبود غیر از خدا هیچکس نبود لانه ی آقا کلاغه و خانم کلاغه توی دهکده ی کلاغها روی یک درخت سپیدار بود. آنها سه تا بچه داشتند. اسم بچه هایشان سیاه پر ، نوک سیاه و مشکی بود. وقتی بچه ها کمی بزرگ شدند، آقا و خانم کلاغ به آنها پرواز کردن یاد دادند. بچه کلاغها هر روز از لانه بیرون می آمدند و همراه پدر و مادرشان به گردش می رفتند.
یک روز همه ی آنها در یک پارک دور حوض نشسته بودند و آب می خوردند که چندتا پسربچه ی شیطان آنها را دیدند و با تیر و کمان ب
بَحری پرنده‌ای شکاری ازسردهٔ شاهین با جثهٔ متوسط (تقریباً اندازهٔ کلاغ) است. 
شبیه شاهین معمولی است اما کمی لاغرتر بوده و دم بلندتری دارد بحری در غرب آسیا، شمال آفریقا و مناطق همسایه آنها در اروپا زندگی می‌کند. همچنین در ایران نیز یافت می‌شود زیستگاه بحری مناطق نیمه بیابانی و صخره‌ها و تپه‌های باز و خشک است.
زَجرآورتر بنواز ویولنِ کوفتی‌ات را، دیگری بالا می‌آورد مردارِ بلعیده‌اش را، همراه با خون و چرکِ بسیار؛ میخ‌هایی درونِ گوش‌های داغ‌دیده‌اش فرو رفته‌ است، و زبانش توسطِ حملاتِ عصبیِ پی‌درپی به یک‌دیگر گره خورده‌ است و نیروی عظیمی، دست و پاهای ناتوانش را به چوبی تنومند به صَلیب کشیده است. و تنها هجومِ بی‌حَدوحَصر درد است که تمام وجودش را فراگرفته است. دستی دورِ گردنِ دیگری چنبره زده است، فشار می‌آورد، صورتی رو به کبودی مایل می‌شود،

هوش راکون
هوش راکون ها
راکون ها حیوانات بسیار باهوشی هستند و همه چیز خوار هستند. هوش راکون ها مورد توجه افرادی که از نزدیک با آن ها در تماس اند قرار می گیرد. چهره ی راکون ها به گونه ای است که گویی ماسکی برای دزدی همیش به چهره دارند.
غذای راکون چیست ؟
راکون ها در طبیعت تقریباً هر چیزی را که در دسترس داشته باشند می خورند. جیره ی غذایی آن ها شامل انواع میوه ها، ریز میوه ه، آجیل، گیاهان، حشرات، قورباغه، ماهی و موش صحرایی است. در حومه ی مناطق مسکون
مفهوم خفته را خفته کی کند بیدار
باز آفرینی مثل خفته را خفته کی کند بیدار
داستان کوتاه درباره ضرب المثل خفته را خفته کی کند بیدار
مثل نویسی هرکه در پی کلاغ رود در خرابه منزل کند

دل که پاک است زبان بی باک است
جواب مثل نویسی نگارش دهم صفحه 83
مثل نویسی زبان سرخ سر سبز میدهد بر باد
انشا درخت هرچه بارش بیشتر میشود سرش فروتر می آید
من محو پرنده های مهاجر میشوم. هوا که خنک میشود، آنها به گرمسیر میروند و فراموش میکنند که گندشان در سرزمین ما به یادگار مانده است.
من اینجا همه کاره بوده ام و هیچ کاره. من فهمیده ام که زیادی هم نباید خود را در بنگ و غم و جنون غرق کرد. گاهی آنقدر سرخوش میشوم که میخوام با قارقار یک کلاغ ضرب بگیرم و برقصم. شاید برای شما پیشامد شگفتی باشد، اما من گاهی با صدای یک گنجشک از خودم بیخود میشوم. گاهی با خودم تعارف پیدا میکنم و از خودم پذیرایی میکنم. گاهی ناز
از جمعه بیرون نرفتم و بیشتر ساعات روز پیش یارام. روی تختم می شینم و فیلم نگاه میکنم. یارا هم جلوم میشینه و "آقای مزرعه دار" بازی میکنه. بازی اینجوریه که با چهارتا مینی فیگور و لِگو قصه ی یه مزرعه رو تعریف میکنه. و توی اون مزرعه همیشه یه گاوی مریضه و یه گوسفند خیلی زبر و زرنگی هست که میخواد دکتر بشه و انواع و اقسام مرض های گاوی رو درمان میکنه.
امروز سوژه ی بازی، کرونا بود. گاو بیچاره در اثر ابتلا به کرونا صدای کلاغ از خودش می آورد :)
دست آخر که حوصلش
#باران:
بیا باران را 
از انحصارِ چتر 
بیرون بیاوریم
من تشنه ی 
شعرهای بارانی ام

#پنجره: 
شیشه ی پنجره
آبستنِ نبودن های مکرّرت شد
بیا و فارغ کن
این پنجره های پا به ماه را

#خیس:
مزرعه خیسِ باران
و رفت کلاغ
گونه های مترسک
خیس شد از اشک تنهایی 

#شعر:
زنان قبیله ی شعرم
همچنان آبی می پوشند
سرخ می بوسند
شعرم را بر لبهایشان.

#خیال:
بارانِ خیالت می بارد 
یکریز در 
کوچه های خیالم

#سعید_فلاحی (زانا کوردستانی)
#شعر_سپکو
@ZanaKORDistani63
سپکوسرای میخانه
کانال شع
این جدیده! خیلی بامزه است! ﺷﻤﺎ ﻛﺪﻭﻣﻴﻦ؟...
خیلی درسته اینو  نه به خاطر عقاب جذابش بلکه  به خاطر جوجه ببوگلابیش میگم

ﻓﺮﻭﺭﺩﻦ ............جغد
ﺍﺭﺩﺒﻬﺸﺖ .........خروس
ﺧﺮﺩﺍﺩ .........جوجه
ﺗﺮ ............بوقلمون
ﻣﺮﺩﺍﺩ .........طاووس
ﺷﻬﺮﻮﺭ ..........کلاغ
ﻣﻬﺮ ..............طوطی
ﺁﺑﺎﻥ .......شاهین
ﺁﺫﺭ ..............اردک
ﺩ ................قو
ﺑﻬﻤﻦ ...........عقاب
ﺍﺳﻔﻨﺪ ............لک لک
ﻣﺘﻮﻟﺪ ﻪ ﺭﻭﺯ هستید؟ 
1 مونگول
2 ﺟﺬﺍﺏ
3پا پرانتزی
4 ﺑ ﺧﺎﻝ
5 ﻣﻐﺮﻭﺭ
6 ﺟﺬﺍﺏ
7 ﺧﻮﺵ ﺷﺎﻧﺲ
8
عزیزکم! تو را من خودم معتاد موزیک کردم. خود من، خودم را از تو گرفتم. خودم موزیک را از تو دزدیدم. سالها بعد تو پیرمردی هستی با کلاه کج، نشسته در پارک، قوز کرده بر عصا.
در سمفونی نکبت بار کلاغ های زمستان زده دنبال موسیقی میگردی. سالها بعد من پیرزنی هستم که هنوز میتواند ورزش کند. با هدفون سبزش از کنارت رد میشود، می ایستند و پاهایش را میکشد.
+ البته با توجه به لرزش دستانم، همین الان هم میتوانم پیرزن باشم. مساله اینجاست که تو هنوز یک جوان احمقی:) خاصه
مهزم اسدی گوید امام صادق ع فرمود شیعه ما کسی است که صدایش از گوشش تجاوز نکند فریاد نکشد و دشمنیش از بدنش تنها تن خود را برنج اندازد نه دیگران را و مارا اشکار نستایدتا کینه. مخالفین را  برانگیزد با عیبگویما همنشینی نکندو با دشمن ما ستیزه نکند اگر مومنیرا بیند احترام کند  اگر بجاهلی بر خو رد  از او دو ری کند عرضکرد پس تکلیف من با این شیعه نماها چیست فرمود در میان انهاجداشدن خوب  از بد وتبدیل خوب وبد  و امتحان   واقع شودفحطی بر ایشان پیش اید که
سال نو هم تحویل داده شد! 
سال گذشته رو بخوام در دید جامع و کلی نگاه کنم اصلا سال خوبی برای کشور و مردمون نبود .. 
پر از حادثه پر از نگرانی پر از غم پر از تشویش پر از استرس ... 
هر سال میگیم دریغ از پارسال!
اما در زندگی شخصی خودم سالی که گذشت نمیگم سال خوب! اما سال متفاوتی بود و شاید هم تفاوتش باعث بشه بگم سال خوبی بود! 
سالی که با چالش های زیادی سرو کار داشتم.. و باید تصمیم های مهمی میگرفتم که اینده م به این تصمیمات ربط پیدا میکرد! 
سالی که پیش رو دارم
نام درس
فعالیت های انجام شده (تدریس) 
فعالیت های خواسته شده (تکلیف) 

ادبیات
تدریس :کتاب نگارش درس 3
برای هفته دیگر 1 انشا در مورد، خانه، کلاغ و عینک نوشته شود(یکی از 3 موضوع) 

ریاضی
تدریس:ادامه درس معادله
صفحه 37 تا 40 کتاب وزارتی حل شود(اجباری نیست) 

پژوهش 
_
_

شیمی
تدریس:ادامه درس 3 
برای هفته دیگر از فصل 3  20 سوال تستی و 20 سوال تشریحی نوشته شود

 
21 خرداد آسمانم یک ساله میشه و دختر بزرگم کلاس ششم را تمام میکنه بزرگ کردن کوچولو خیلی وحشتناک نیست و لحطه های شیرینی برای همه ما ساخته دیروز به من می گفت نَ نَ آخه اطراف ما کسی به مامان ننه نمی گه این یک آوای خود ساخته بود و وسط گریه ک منو صدا میزد نَ نَ نَ منم می گفتم ننه باباته .
خواهرش رو آیا و یا آیی صدا می کنه و پدرش رو آدا به غذا خوشمزه و همیشگیش مِ مِ 
کلاغ پر یاد گرفته قربونش برم .
کلاس های درس تمام شدند و روزهای مراقبت و ازمون و برگه شروع شد
 کلاغ‌ها از نوک بلندترین کاج درون پارک محتشم رو در روی دَکَ‍‌ل ها و ستون‌های مخابراتی عَربَده‌کشان فحاشی میکنند . . درمرکز شهر عقربه های کوتاه و بلند ساعت گرد دیواری همچنان در دایره ی زمان سرگردانند و لنگ لنگان بر خط تقارن زندانی بی امان بوسه میزنند . 
 شبانگاه بر صبحگاه قرینه میگردد تا صدای آونگ ناقوس برج شهرداری سکوت را جر دهد . نبش پاساژ طلاکوبی پاسبان پیر نشسته بر نیمکتی چوبی تکیه به دیواری نمور و فرسوده زده و با دهانی نیمه باز و چشما
دیروز توی بالکن روزنامه همشهری نشسته بودم و داشتم استراحت می‌کردم. بچه‌ها
کمی دانه و ارزن ریخته بودند برای پرنده‌ها. اولش سر و کله یک کلاغ پیدا شد. بعد
که کلاغ تشریفش را برد، یک دفعه ده‌ها کبوتر سر و کله‌شان پیدا شد. من هم بی‌حرکت
بی‌حرکت نشسته بودم و فقط تماشا می‌کردم. بعدش ناگهان یک دفعه پر گشودند و رفتند.
ربطی به من نداشت؛ خودشان دل‌شان خواست که بروند.
در این‌جا بود که یاد جمله معروف جیم‌ران افتادم که می‌گفت: موفقیت دنبال
کردنی نیست
  آهنگ های میکس مربوط به فصل اول سریال کوزگون

دانلود آهنگ خود سریال   
Minnet Eylemem - Serhat Durmus
DOWNLOAD
دانلود کلیپ میکس شماره 1 فصل اول کلاغ سیاه
DOWNLOAD
دانلود کلیپ میکس شماره 2 فصل اول کلاغ سیاه
DOWNLOAD
دانلود کلیپ میکس شماره 3 فصل اول کلاغ سیاه
DOWNLOAD
آهنگ کلیپ میکس شماره 1 از صدف و شاهین
DOWNLOAD
آهنگ کلیپ میکس شماره 2 از معین
DOWNLOAD
آهنگ کلیپ میکس شماره 3 از انریکه
DOWNLOAD
در یک روز زمستانی که از خیسی کفشم گله داشتم و ترس از لیز خوردن در برف‌های نیمه آب شده، راهی را انتخاب کردم که آسفالت نبود و هر چند تا زانو زیر برف رفته بودم ولی با فراغ ‌بال، به سمت مقصد حرکت کردم. دختری را در قسمت آسفالت دیدم که با عجله حرکت می‌کرد و برای اینکه متنم طولانی شود، چون آهوی سبک‌بالی، خرامان خرامان از نوع تند، من را که هیچ، کلاغ‌های آسمان را از راه به در می‌کرد.با خود شرط بستم که اگر افتاد، مقداری پول به صدقه می‌دهم به خصوص اگر
باران شلاق می‌زند بر شانه‌های عریانم 
پرستو ها لانه می‌کنند بر ترقوه‌هایم
میان سینه‌هایم گنجشکی آرام خفته ا‌ست
قسم می‌خورم که من از آنان درمانده‌ترم
گودی کمرم، که کم دارد حلقهٔ دستانت را
موی کوتاهم، که رمقی برای رقص با باد ندارد
چشمان بی‌قرارم، که هاله‌ای از غبار دلتنگی درشان موج می‌زند 
فوج قوها خیلی‌وقت است از ذهنم پر بسته
فریاد کلاغ‌ها اما مجال نمی‌دهد ذهن ناآرامم را
در این طوفان سهمگین، مرکز ثقل دردها منم
هرشب سر بر شانهٔ دیو
چه رفتن ها که می ارزد به بودن های پوشالیچه آغوشی؟!چه امیدی به این احساس تو خالی؟!
کبوتر با کبوتر مانده اما از سر اجبار!
در این دنیای تو در تو ، تو دیگر از چه می نالی؟!
یکی را دوستش داری که او دنبال غیر از توست
کجا دیدی جهانی را به این شوریده احوالی؟!
کلاغ آخر قصه هنوزم مانده در راهست!
برای آخری زیبا،دگر پیدا چه تمثالی؟!
بمان تنها که تنهایی به این تن ها شرف دارد...
چه رفتن ها که می ارزد به بودن های پوشالی ...!
_ کجا میری آلاله؟
_ دستام دوباره بوی برگ گرفتن! تو غذاتو بگیر، من دستمو بشورم میام. 
به سمت دستشویی سلف راه افتادم. میدانم سمانه طبق معمول غرولند کننان با خودش میگوید: اخه بوی برگ؟
از همان روز های اول ورودمان به دانشگاه سعی کردم برایش توضیح بدهم که دماغ مبارکم بوها را شدیدتر از بقیه حس میکند. هنوز هم هر وقت روی چمن ها نشسته ایم و من برگ های افتاده را ریز میکنم باید دستم را بشویم. 
از در شیشه ای سلف رد شدم و بوی قورمه سبزی توی صورتم خورد. بعد از ناه
در وجودم ترسِ ذهنیِ دهشتناکی وجود دارد که رویاهایم را مفلوج و درمانده می کند. این ترس واقعی نیست. اما ریشه اش درونِ ذهنِ خیالبافم است. می گویند؛ این برخورد و واکنشِ آدم هاست که نشان می دهد چقدر به شما ارادت دارند، وگرنه هیچ کس تا به حال نتوانسته است قلبِ آن ها را از نزدیک ببیند. می خواستم بدانی هنوز توی دنیایم زنده ای. در خیالاتم، در رویاهایم، میان کابوس ها و خواب هایم، وسط پیاده روی های کنار سنگفرش های پارک، زیر درخت های کاج که صدای قارقار کلا
در وبلاگم عمیقا احساس خلا و خطر و ناامنی میکنم نمی توانم اینجوری بپذیرمش..چیزی کم دارد و یا زیاد دارد! میدانم چه کم یا زیاد دارد اما نمی دانم باید چگونه قلب مشکل را هدف بگیرم..این وبلاگ من نیست!دیگر احساس تعلق به ان ندارم! مدتی میشود دیگر در بیان راحت نیستم(درست از همان موقعی که ان کلاغ های مسخره پایشان به وبم باز شد!همان عکس ابی را میگویم هیچ وقت با رنگ ابی ابم در یک جوب نرفته ..هیچ وقت!) ..وبلاگ من باید بی روح باشد ..دیگر محیطش سرد و خسته کننده و
"بوی گندم مالِ من ، هرچی که دارم مالِ تو‌ .یه وجب خاک مالِ من ، هرچی میکارم مالِ تو "هنگام برداشت محصول است.دو دست خود را باز کرده و خیره می نگرد.آفتاب سیاه میکند و میسوزاند.درخت ها غمگین اند.گندم زار ها در خود میپیچند.مترسک ها به آرامی به سوی دیگر می‌ چرخند و نگاه می کنند تا پیدایش کنند.از  کلاغ ها هنوز خبری نیست.داسی میان علوفه افتاده است.ارّه ای هم بر تنه درختی نیمه جان رها شده.نهال ناکامی زوزه می کشد بر صندوقِ چوبی زیبای پر از میوه که قطره قط
در وجودم ترسِ ذهنیِ دهشتناکی وجود دارد که رویاهایم را مفلوج و درمانده می کند.
این ترس واقعی نیست. اما ریشه اش درونِ ذهنِ خیالبافم است.
می گویند؛ این برخورد و واکنشِ آدم هاست که نشان می دهد چقدر به شما ارادت دارند،
وگرنه هیچ کس تا به حال نتوانسته است قلبِ آن ها را از نزدیک ببیند.
می خواستم بدانی هنوز توی دنیایم زنده ای.
در خیالاتم، در رویاهایم، میان کابوس ها و خواب هایم، هنگامِ قدم زدن روی سنگفرش های پارک،
زیر درخت های کاج که صدای قارقار کلاغ مغ

تبلیغات

محل تبلیغات شما
موسسه خیریه سگال

برترین جستجو ها

آخرین جستجو ها

تولد فیلم مرگ ته دیگ سیب زمینی راهنمای شهر شیراز بادکنک آرایی | خدمات بادکنک ارایی amozesh اوج یادگیری کانون فرهنگی تبلیغی نورالهدی سلامت روان مال منی فروش انواع پمپ های صنعتی برند Liming